.::ارتباطات::.

ولنتاین و جهانی شدن

سه شنبه 25 بهمن 1384

نویسنده: مطهره آخوندی | طبقه بندی:جهانی شدن، 

 

بررسی  تبادل فرهنگی در روند جهانی شدن با تاكید بر هویت ملی  

( با تشریحی بر تاثیر جهانی شدن بر جشن ولنتاین و حضور و رواج آن در ایران)

مطهره آخوندی/پاییز 84

a.motahare@gmail.com

با آنكه  جهانی شدن ابتدا درعرصه ی اقتصاد رشد خود را شروع نمود اما فرایندی چند جانبه بود كه عرصه های فرهنگ و سیاست ..را نیز دستخوش تغییراتی نمود.

یكی از مسائل مهمی كه می توان بر آن بحث نمود فرهنگ است. و اینكه جلوه ها و نمودهای فرهنگ چه هستند و چگونه در روند جهانی شدن فرهنگ ها بر هم تاثیر می گذارند .آیا در این پروسه رو به اضمحلال می روند ؟ آیا جهانی شدن با عث احیای فرهنگ ها می شود ؟ آیا«جهانی شدن » موجب  از بین  رفتن  فرهنگ های  بومی ،سنتی  و ملی  نخواهند شد و این  فرهنگ ها دردرون  فرهنگ های  جهانی  به  زوال  نخواهدگرائید؟

می توان پذیرش اعیاد و مراسم فرهنگ های دیگر در جامعه را پیامدی از تاثیر فرهنگ ایرانی از فرهنگ های دیگر دانست كه یكی از دلایل آنرا توسعه ی رسانه های جمعی در فرایند جهانی شدن دانست. برای روشن شدن موضوع چندین رویكرد را نسبت به تعریف جهانی شدن و هویت ملی و فرهنگ بیان می كنیم.

جهانی شدن

"در «جهانی  شدن » ما شاهد یك  پروسه  ( فراشدی ) هستیم  كه  عملا درحوزه های  ارتباطی ، فرهنگی ، اجتماعی ،سیاسی  و... خودنمایی  می كند كه  به  تدریج روی  یكسری  عناصر تاثیر می گذارند و آن عناصر تدریجا وضعیتی  را پیدا می كنند كه از محلی  بودن ، قومی  بودن ، ملی  بودن ، خردبودن ، جزیی  بودن  یك  مرتبه  به  حد كلان جهانی  ارتقا پیدا می كنند كه  این  تغییرتدریجی  است ، به  همین  دلیل  لغت ساختن  شدن  و... را وقتی  می توان  به  كاربرد كه  یكسری  عوامل  فعال ، مانند نظام های«جهانی گرا» (globalizing systems) بر روی یكسری  عناصر منفعل  تاثیر آگاهانه دگرگون گر می گذارند. به  معنای  دیگر،دستكاری  اذهان  و افعال  را به  سطح ، یا حدجهانی  بكشانند. گروه  دیگر می گویند كه جریان  «جهانی  شدن » طوری  است  كه  ماتدریجا به  سوی  حوزه  كلان  جهانی  رانده می شویم  و بدون  اینكه  متوجه  بشویم ،جهانی می شویم.( دكتر داور شیخاوندی)"

جهانی شدن» به فرآیندی اطلاق می شود كه طی آن جریان آزاد اندیشه، انسان، كالا، خدمات و سرمایه در سراسر دنیا میسر شده و موجبات رفاه و سعادت بیشتر شركت كنندگان فراهم می شود. «جهانی شدن» موجب افزایش درآمدها و ارتقای سطح زندگی در بیشتر نقاط دنیا شده و این مهم از طریق دسترسی كشورهای كمتر توسعه یافته به تكنولوژی پیشرفته و پیچیده محقق می شود(ادوارد آنی نات)"

جهانی شدن  در ایران رابطه ی مستقیمی با توسعه ارتباطات دارد از این رو اگربخواهیم  به  طور خلاصه  در حوزه  ارتباطات تعریفی  ارائه  بدهیم ، این  است  كه  "زمانی  فرارسیده  كه  مفهوم  زمان  و مكان  در معنا به  آن معنای  سابق  كلاسیك  خود دیگر مطرح نیست  و نوعی  بی زمانی  و بی مكانی  برای وقایع  ارتباطی  در سطح  جهان  به  وجود آمده  در سریع ترین  زمان  ممكن  می تواند بچرخد."
زمان رنگ می بازد و به دلیل سرعت بالای انتقال داده ها و گردش اطلاعات بعد مكانی هم تغییر می یابد و آن جایگاهی كه در قبل نسبت به زمان و مكان در تعریف بود تقلیل میابد.

با وجود تمام  امكانات  و پیشرفت وسائل  ارتباطات  همگانی  فرهنگ  را سریعابه  این  سادگی  نمی توان  دگرگون  كرد. ولی این  تحولات  همیشه  با خودش  خرده فرهنگ هایی  به  همراه  می آورد كه  تدریجاممكن  است  در میان  اقشار جامعه  تعمیم نسبی  بیابد.

فرهنگ

از دید انتونی گیدنز فرهنگ عبارت است از " ارزش هایی كه اعضای یك گروه معین دارند، هنجارهایی كه از آن پیروی می كنند، و كالاهای مادی كه تولید می كنند"

فرهنگ در رابطه ی مستقیم با جامعه است كه فرهنگ شیوه  زندگی اعضای جامعه را می گوید و مفهوم جامعه حاكی از روابط متقابل  افرادی كه فرهنگ یكسان دارند .

در روند جهانی شدن تغییرات فرهنگی جای بررسی دارد كه آیا جهانی شدن باعث احیا و یا اضمحلال و یا دگرگونی فرهنگ ها می شود. البته باید به خود فرهنگ آن جامعه مراجعه نمود و گنجینه ی فرهنگی انرا دید .این  احتمال  وجود دارد، سرعت  استحاله فرهنگ ها به  قدمت ، قدرت  و وسعت  آنهامربوط می شود.
مسئله  محلی  - جهانی  شدن  به  همین ترتیب  است . فرهنگ ها محلی  هستند. خرده فرهنگ های  جهانی  نیز از مدت ها پیش  ازبركت  نظام های  جهانی  (
globalizing systems)كم  و بیش  تكوین  یافته اند؛ مثل علم ، خردورزی ، فناوری ، ارتباطات  كه  دردرجه  اول  كاربرد محلی  دارند و با فرهنگ محلی  كار می كنند، در سطح  جهانی  نیزانعكاس  می یابند یا بر عكس . اگر چه «جهانی  شدن » با خرده  فرهنگ  خودش  به روی  صحنه  كلان  جهانی  آمده  ولی  تاثیر آن روی  فرهنگ های  خرده  مثل  فرهنگ  قومی و فرهنگ  ملی ، خیلی سطحی است . نهایتا آن فرهنگ  را می تواند تا حدی ، به  عنوان بخشی  از خرده  فرهنگ  تحت  تاثیر قراربدهد و خودش  هم  از آنها متاثر بشود.
بنابراین  فرهنگ  به  این  سادگی  رو به  زوال نمی رود، چه  بسا فرهنگ هایی  در سطح جهانی  نیز احیا می شوند.بنابراین ، بسیاری  از فرهنگ ها در جریان «جهانی  شدن » مقاومت  ایجاد می كنند وفرهنگ هایی  كه  احساس  می كنند موردتهاجم  جهانی  قرار گرفته اند، مقاومت بیشتری  نشان  می دهند، بنابراین  فرهنگی پایدارتر از اینها است  كه  با این  بادها بلرزد واز بین  برود

هویت  

یكی از مفاهیم بین رشته ای و پیچیده در حوزه ی علوم اجتماعی است.در روان شناسی بسیار به مسئله ی هویت پرداخته شده است و در اصل بین "خود" و "دیگری" هویت شكل می گیرد.هویت به نوعی چیستی و كیستی فرد را مطرح می كند .هویت های مختلفی مطرح هستند كه در این مقاله منظور از هویت همان هویت ملی است.هویت ملی یكی از انواع هویت است كه در حوزه هایی از قبیل فرهنگ،اجتماع،سیاست، امنیت و حتی اقتصاد نقش تعیین كننده ای دارد.

هویت ملی را به عنوان احساس تعلق و تعهد نسبت به اجتماع ملی و كل جامعه كه فرد در آن عضویت دارد تعریف كرده اند.در این تعریف باورها، ارزش ها، هنجارها ،نهاد های فرهنگی مثل زبان دین آداب و رسوم ادبیات... جای دارند.

هویت ملی :"از علائم  و پیش نیازهرگونه  زندگی  اجتماعی ، ما یك  هویت نداریم ، بلكه  مجموعه ای  از هویت  داریم  كه هویت های  خونی ، خاكی ، قومی ، گروهی ،فرهنگی  و... كه  با انواع  خرده  فرهنگ ، زبان ،دین  و ایدئولوژی  و مهارت  و حرف  و... مامشخص  می شوند"

ابعاد هویت ملی

بعد اجتماعی:هر شخص از طریق محیط اجتماعی ای كه متعلق بدان است یا بدان رجوع می كند هویت خود را می سازد.جوهره  بعد اجتماعی هویت ملی، منوط به برقراری روابط دوستانه است. هر چه ارتباطات گسترده تر باشد موجب تقویت بعد اجتماعی هویت ملی خواهد شد.

بعد تاریخی:بعد تاریخی هویت ملی آگاهی مشترك افراد یك جامعه از گذشته تاریخی و احساس دلبستگی به آن و احساس هویت تاریخی و هم تاریخ پنداری است كه پیوند دهنده نسل های مختلف به یكدیگر است.

بعد جغرافیایی:محیط جغرافیایی تبلور فیزیكی ، عینی ، ملموس و مشهود هویت ملی به حساب می اید. وجود سرزمین ضرورتی بس عظیم است.

بعد سیاسی:تعلق به دولت نظام سیاسی و ارزش های مشروعیت بخش حكومت.

بعد دینی: داشتن دین و تعالی مذهبی مشترك، پایبندی و وفاداری به آن ، اعتقاد و تمایل به مناسك و آیین های مذهبی فراگیر در روند شكل دهی هویت ملی بسیار موثر است.

بعد فرهنگی /میراث فرهنگی:مجموعه  مناسك عام  ، شیوه ای  معماری سنت ها و اعیاد و اسطوره ها و عرف ها و فرهنگ مردم است.

بعد زبانی:زبان و آثار ادبی نه تنها به عنوان یك محصول اجتماعی بلكه ابزار  و وسیله ی ارتباطات در تولید و باز تولید فرهنگ و هویت نقش مهمی دارد.

گذر از هویت قومی ومحلی از هویت ملی در راستای جهانی شدن

مردم  در هویت قومی  و بومی  خود بدون  گذار از هویت ملی  در راستای  جهانی  شدن  قرار نمی گیرند.
بنابراین  برای  عده  كمی  ممكن  است  این جهش  اتفاق  بیفتد كه  از هویت  قومی  به هویت  جهانی  برسند، ولی  این  به  فراشدزمانی  به  دانش  و ابزار كار و وسایل  ارتباطی نیاز دارد تا بتوانند در آن  حوزه  مكالمه  ومفاهمه ای  به  وجود بیاورند

هویت ایرانی در روند جهانی شدن

نگرش ها ی مثبت و منفی نسبت به جهانی شدن و هویت ملی وجود دارد .از دید مثبت نگران جهانی شدن موجب پویایی و بالندگی هویت ملی می شود.زیرا ارزش هویت در بازار رقابت جهانی به میزان توان آن در رقابت و خود آگاهی و اعتماد به نفس و آگاهی از شرایط جدید بین المللی بستگی دارد.( دهشیری، محمدرضا. جهانی شدن و هویت)

اما هنگامی كه جهانی شدن نه به عنوان پروسه بلكه پروژه ای كه بخواهد تسلط همه جانبه ی فرهنگ غربی را در پی داشته باشد نگریسته شود جای شك را بر می انگیزد.

.«جهانی شدن» یك بار دیگر هویت ایرانی را به چالش طلبیده است. فرایند جهانی شدن از رهگذر دگرگون كردن شالوده های نظریِ رویكردهای سنتی، فرایند هویت سازی را دستخوش تحولات جدی نموده است.
به بیان دیگر، جهانی شدن نوعی فرایند و تحول دیالكتیكی را سبب می شود كه از رهگذر آن مرزهای سیاسی، فرهنگی و هویتی به طور فزاینده ای فرو می ریزد و جوامع در جامعه ای جهانی ادغام می شوند؛ فرهنگ های خاص گوناگون به یكدیگر نزدیك می شوند؛ فرهنگ های عام شكل می گیرند و توسل به عناصر هویت بخش خاص فرهنگی نیز تشدید می شود.

به تعبیر ریچارد جنكینز: «نقشه های اجتماعی ما دیگر آینه تمام نمای چشم اندازهای اجتماعی ما نیستند. با كسانی رویارو می شویم كه هویت و سرشت آن ها برای ما معلوم نیست. ما حتی دیگر راجع خود به خودمان مطمئن نیستیم. برخلاف نسل های قبل، در نظرما آینده آن قدرها قابل پیش بینی نیست 

با نسبی كردن فرهنگ ها، تصور سنتی از فرهنگ چونان امر مطلق، پایدار و فراتاریخی را بی اعتبار می كند و اختلالی جدی در كارویژه هویت سازی آن پدید می آورد،و سرانجام این كه با تكثیر مرجع های اجتماعی، هویت سازیِ سنتی را دشوار می سازد. 

از آنجا كه جهانی شدن بر هویت های مختلف تاثیرات مختلف دارد گوردم مطرح می كند كه آیا می توان وجوه مشخصه و ممیزی برای هویت ها مختلف بدست آورد؟

انسان ایرانی نیز در مواجهه با این پدیده با چالش ها، آسیب ها و تهدیدات بدیع هویتی مواجه شده است. در یك نگاه كلی می توان گفت: این انسانِ «مرزدار» و «مرزپسند» با دنیای بدون «مرز» مواجه شده است؛ این صاحب «هویت شفاف» و «مواضع سدید و مستحكم» ، با هویت های كدر و موزاییكی و مواضع اختلاطی وپیوندی مواجه شده است؛ این عنصر حقیقت محور، با تكثر حقایق مواجه شده است؛ این محصور شده در فضا و مكان، با فشردگی زمان و مكان مواجه شده است؛
"این مسلمان ناب گرا، با اسلام ها و صراط ها مواجه شده است؛ این اهل حریم و حرمت، با فروپاشی حریم ها و حرمت ها مواجه شده است؛ این انسان انسداد/ بستارگرای معرفتی- ارزشی، با فتح باب ها و تسخیر حصار ها مواجه شده است؛ این مرید و رهرو فراگفتمان های جهان شمول، با خرده گفتمان های محلی مواجه شده است؛ این خواهان اصالت و ثبات فرهنگی، با بحران اصالت ها و ثبات ها و مطلق ها مواجه شده است؛ این انگاره پرداز «دیوار» ، با عصر هم كناری، عصر نزدیك و دور، عصر نزدیك هم بودن، عصر پراكندگی و تفرق و عصر قدرت انتظامی و مشرف بر حیات مواجه شده است؛
این مستغرق در «گذشته» با تبدیل زمان كرونولوژیك به «حالِ» بی پایان مواجه شده است؛ این پاسدار اقتدارِ مرجع واحد و مطلق، با تكثر مرجع های اجتماعی و به تبع آن، با «تحول پارادوكسیكال عام گرایی و خاص گرایی» (به تعبیر رولن رابرتسون) مواجه شده است؛
این انسان دنیای محدود و ثابت و شفاف، با «دنیای دارای دگرگونی گیج كننده» ، «جهان سیال، نفوذپذیر و غیر مشخص» ، «دنیای عدم قطعیت و ابهام» ، «عصر احتمال و تصادف» ، «حال غیر قابل تحمل» ، «دنیایی فاقد حد و مرز» ، «دنیایی بزرگ و غیر قابل كنترل» ، «دنیای تضادها، ابهامات و پیچیدگی ها» مواجه شده است؛
این تولید كننده روایت بی بدیل از خویشتن، با تولید روایت های بدیل از خویشتن و تقدس «ارتداد» و «بدعت» مواجه شده است؛ این انسانی كه خویشتن خویش را وام دار اراده ای بیرون از خود می داند، با تعلق گرفتن خویشتن فرد به خود مواجه شده است؛ این انسان سنت پیشه ای كه سنت و طبیعت را هم چون چشم اندازهای نسبتاً ثابت و معین می پندارد، كه كارویژه ساختار بخشی به زندگی اجتماعی و هویت را بر عهده دارند، با استقلال فزاینده انسان از قید این دو مواجه شده است"(
تاجیك،  محمدرضا. انسان گلوبال)

این سوال مطرح می شود با كنار رفتن مرزها در فرایند جهانی شدن چگونه باید حریم ارزشی و فرهنگی را حفظ نمود؟چگونه باید از رهگذر «شناخت» آینده به «ساختن» فردایی پرداخت كه در آن امنیت هستی شناختی (هویتی) انسان و جامعه ایرانی تضمین شده باشد؟ چگونه می توان چشم فرهنگی انسان ایرانی را شست كه طور دیگر (متفاوت از گذشته) به «خود» و «دگرخود» بنگرد و طرحی نو برای آینده فرهنگی و هویتی خود دراندازد؟

بی گمان ایران جهانی شده نیز در حفظ هویت خویش، بیش از یك ایران منزوی وعقب مانده، موفق خواهد بود.. بدون جهانی شدن، ما ایرانی نیز نخواهیم ماند."جامعه ی ایرانی نیازمند تلاش برای یافتن جایگاه و منزلتی است كه بتواند خود را به عنوان موجد و معمار حوادث اتفاقیه در محیط ملی و فراملی مطرح نماید."(تاجیك،محمدرضا.جهانی شدن و هویت)

ولنتاین

تاریخ این روز بر میگردد به رم، فردی به نام سنت ولنتاین February 14,269A.D)  ) خود كشیشی در زمان كلودیوس بوده است ، در تاریخ 14 فوریه به شهادت می رسد.كلودیوس از مردان كشورش می خواسته كه به خدمت ارتش در بیایند اما مردان به دلیل وابستگی به خانواده و زندگیشان از همراهی ارتش خود داری می كردند. به همین دلیل كلودیوس دستور می دهد كه ازدواج ممنوع شود. سنت ولنتاین مخفیانه  و به دور از چشمان حكومت مراسم عقد را اجرا می كرده است.اما روزی بالاخره دستگیر می شود و سپس محكوم به مرگ می شود. هنگامی كه در زندان بوده است زندانبان به دخترش اجازه می دهد كه به دیدن ولنتاین برود و روحیه ی وی را تقویت نماید.

روزی كه ولنتاین را می كشند وی نامه ای را برای دختر زندانبان با این امضاء به جا می گذارد: "Love from your Valentine

رواج این جشن بر می گردد به قرن نوزدهم كه در اوایل به شكل دادن نوشته ای عاشقانه به معشوق و هم چنین طوری كه فرد مقابل نفهمد. با آنكه تاریخ آن بر می گردد به رم باستان اما اینك جشنی است كه در سراسر كشورها به گونه ای ممزوج فرهنگشان شده و هر كدام قوانین و آداب مخصوص خود را اجرا می كنند.مثلا در ژاپن و كره خانم ها به آقایان كاكائو می دهند و در تاریخی دیگر مردان باید از كسانی كه شكلات دریافت كرده اند شكلات سفید بدهند كه اسم آن روز را روز سفید نهاده اند و اگر مردی در روز ولنتاین هدیه ای دریافت نكرده باشد در 14 اوریل كه روز سیاه نامیده می شود باید غذای چینی با سس سیاه بخورد.

در كشورهای اروپایی مرسوم است كه كادوهای عجیب غریب و كارتهای تبریك به هم بدهند. در امریكا این جشن با آمدن انگلیسی ها به امریكاشكل گرفت. دادن گل سرخ و شكلات مرسوم است.

حتی برای این روز اسطوره هایی خلق شده است و حتی مراسم هایی برای دختران مجرد در آستانه ی ازدواج.یكی از اسطوره ها آن است كه می گویند این روز ،روز جفت یابی پرندگان است .اساطیر نوعی به سوال در مورد كیستی ؟ {"هویت" }پاسخ می دهند.استاد بهار اساطیر هر قوم را نظامی جامع و به صورت جهان شناخت و خویشتن شناسی فرد و گروه در تنظیم ارتباط فرد و جامعه با یكدیگر و این دو با طبیعت و زندگی مادی و معنوی به كار گرفته ، می داند.

جشن ولنتاین در ایران

توسعه ی رسانه ها و دسترسی به اینترنت و داشتن ماهواره در برجسته سازی اعیاد بسیار موثر است. به عنوان مثال برای جشن ولنتاین برنامه ی روز هفتم رادیو بی بی سی برنامه ای ویژه ای دارد كه در آن مخاطبان تماس می گیرند كه چگونه توانسته اند در آن روز كاری خلاقانه و هیجان انگیز انجام دهند و كادوی خود را به طرز عجیب و غریبی به معشوق دوست  و یا همسر خود بدهند.

با آنكه در رسانه های داخلی هیچ تبلیغی برای این جشن نیست اما افراد مخصوصا جوانان با توجه به گرایشات خاص خود سعی بر آن دارند كه آن روز به دوستشان كادویی بدهند و او را شادنمایند.این جشن با آنكه در كشورهای دیگر بین زن و مرد رواج دارد اما در ایران به خاطر ملاحظات مذهبی به  دو شیوه مطرح است  یكی دادن هدیه به دوست هم جنس خود و دیگری دادن كادو به دوست غیر هم جنس.  حتی در بسیاری از مغاز ها فروش فوق العاده و تخفیف ویژه برای این جشن در نظر گرفته شده است.

با توجه به ابعاد مختلف هویت ملی در اینجا می توان گفت كه این جشن از مرز جغرافیایی خود در جریان جهانی شدن خارج شده و با این حال در فرهنگ و جامعه ای دیگر هر چند به عنوان یك جشن غیر رسمی اما به شكلی مرسوم ظاهر می شود .

با آنكه حوزه ی رسانه هایی چون رادیو تلویزیون حمایتی از این جشن ندارنداما در كل جشنی رایج می باشد.

در فرایند انتقال فرهنگی  می بینیم هر فرهنگی با توجه به داشته های خود آن اعیاد و مراسمی كه با فرهنگ خود سازگاری دارد، بر می گزیند و یا در فرایندی همانند سازی از آن جشن را به وجود می آورد.

در این جا به این سوال بر می گردیم آیا با ورود جشن های دیگر فرهنگ ها هویت ملی دچار بحران می شود؟ همانطور كه در این مقاله بحث شد نوعی نسبی كردن در مفاهیم فرهنگی پیش آمده است و فرهنگ های خاص به هم نزدیك شده و فرهنگ های عام را پدید می آورند . هویت و هویت ملی هم از مفاهیمی هستند كه دستخوش تغییراتی در این راستا شده اند. دیگر به راحتی نمی توان تمام عناصری كه در تعریف هویت ملی آوردیم برای مراسم و اعیاد به طور دقیق و كاملا ایرانی برشمریم.شاید بتوان برای تشریح ملموس تر از بریكولاژ فرهنگی نام برد به این معنا كه " كنش گران به ویژه در جوامع معاصر یك هویت یكپارچه كه تنها برگرفته از یك اجتماع ،قومیت یا ملیت واحد باشد،ندارند ،بلكه آنان می كوشند همچون بریكولورها آن چه را می پسندند ، از اجتماعات ،قومیت ها و ملیت ها های مختلف جمع كنند و در درون خود تركیبی خاص از آنها به وجود آورند".

 وقتی سخن از مدرنیته به میان می آید كالاهای فرهنگی غرب هم از نوعی سلطه در این موازنه ی داد و ستدی فرهنگی قرار می گیرند. برای مثال وقتی قاشق زنی كه در مراسم چهارشنبه سوری در ایران باب است اهمیت میابد كه آنرا به نحوی دیگر در مراسم هالووین می بینیم با آنكه در فرهنگ ایرانی ما چنین مراسمی بوده است. اما همین جشن سنتی چون اینك نشانه ای از مدرنیته دارد اهمیت خاص خود را می گیرد.جهانی شدن باامدن خود ،فضایی فراسوی مدرنیته گشوده است.

فرهنگ ها از ظرفیت های استفاده نشده ای برخوردارند كه به هنگام برخورد با فرهنگ های دیگر می توانند از آن ظرفیت های بالقوه استفاده نمایند .با تاثیرات جهانی فرهنگ ها بر هم  یك مراسم گرامیداشت در رم تبدیل به یكی از جشن های جهانی می شود كه گستره ای به وسعت تمام قاره ها میابد.

تكثرهای هویتی و غیر مركزی شدن هویت ها  به مرور لایه های جدیدی از "فراهویت ها" را به وجود می آورند. این فراهویت به  انسان تحدید شده اجازه ی ورود به عرصه های بزرگ تر را می دهد . پس اینك مفاهیم قدیم در ظرفی نوین برای ما معنا میابد(مانند مفهوم هویت).

با آنكه بسیاری از ابعاد هویت ملی را در این اعیاد نمی توان یافت اما ایرانی كردن جشن ولنتاین باعث ماندگاری آن در فرهنگ ایرانی و رشد و بسط دادن آن می شود.

منابع:

تاجیك،محمدرضا. انسان گلوبال.

تاجیك،محمدرضا. جهانی شدن و هویت.

دهشیری، محمدرضا. جهانی شدن و هویت

عاملی، سعیدرضا. دو جهانی شدن ها و آینده ی هویت های هم زمان.

علیخانی ،علی اكبر. هویت و بحران هویت،به اهتمام ،مركز مطالعات جوانان و مناسبات نسلی

كوثری،مسعود. جهانی شدن ، هویت و بریكولاژ فرهنگی.

گیدنز، آنتونی. جامعه شناسی. ترجمه ی منوچهر صبوری، نشر نی

خودكاوی ملی در عصر جهانی شدن،مجموعه مقالات

http://ayandehnegar.org

http://en.wikipedia.org/wiki/Valentine's_Day

 

 

 

 

 

نظرات() 
How long does Achilles tendonitis last for?
یکشنبه 26 شهریور 1396 08:58 ب.ظ
Appreciate the recommendation. Let me try it out.
How long do you grow during puberty?
یکشنبه 15 مرداد 1396 11:35 ب.ظ
Hello it's me, I am also visiting this website daily, this web
page is in fact fastidious and the users are really sharing pleasant
thoughts.
خسرو
چهارشنبه 26 بهمن 1384 09:02 ق.ظ
جهانی شدن به مثابه خورشیداست كه طلوع كرده ،و انسانهای گذشته گرا تنها با بستن چشم میتوانند این حقیقت را انكار كنند!و رنج جهل را بر تابندگی خورشید ترجیح دهند.
مرتضی
سه شنبه 25 بهمن 1384 11:02 ق.ظ
بسیار جالب بود و شاید تلنگری برای بعضیهامون که ادعاهای روشنفکر مآبانه داریم ، تا وادار به تفکری دوباره به اطرافمون بشیم .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مطهره آخوندی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی

← نظرسنجی

    اگر بخواهید یک وبلاگ جدید بسازید از کدام سرویس دهنده وبلاگی استفاده می کنید؟







← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :