.::ارتباطات::.

چپ دست

سه شنبه 8 فروردین 1385

نویسنده: معصومه شهبندی | طبقه بندی:سینما و تلویزویون ، 

وقتی فیلمی به روی پرده سینما می آید و یکی دو روزی می گذرد ، دیگر می شود فهمید فیلمی برای خنده و سرگرمی است یا اینکه معنا و محتوایی نیز دارد .

 پرده سینما با دو تصویر ، یکی حمید گودرزی و دیگری لیلا اوتادی که مسلما یک داستان عشقی را در پی دارد . حالا این داستان تکراری و از همان عاشقانه های همیشگی ِ فیلم های ایرانی هست یا نه نمی توان گفت . آرش معیریان ،کارگردان چپ دست این فیلم را یک اثر سینمایی در حد بضاعت خود می داند و می گوید: ساخت یک اثر طنز بسیارمشکل‌تر از تولید یک اثر معمولی است زیرا باید با زبانی عامه و شیرین به بیان یک مفهوم اجتماعی پرداخت. فیلم را از جهات ظاهری می توان یک فیلم جوان پسند امروزی دانست .

 شروع فیلم که از پشت وارد رونیزی می شود که سارا ( لیلا اوتادی ) و سامی ( حمید گودرزی ) از خستگی های عاشقانه خود می گویند و سامی ، سارا را از به خواب رفتن منع می کند و نواری می گذارد و شروع به رقص می کند و درمیان این رقص نام ها و عوامل می گذرد . مثل همیشه سر وکله پلیس وسط خلوت اینها پیدا می شود و سامی ر ابه زندان می برد . از این زمان فیلم به طور مدام در سیر و حرکت بین گذشته و حال و آینده است .

 بیننده را به همراه خود به شروع این عشق می برد ، عشقی که مثل همیشه از یک نگاه شروع می شود و البته شرط بندی با دوستان ، ولی غافل ار اینکه هر روز تکراری است از این شروع. در ادامه مخاطب هم همراه سامی می فهمد که سارا حافظه کوتاه مدت خود را در یک سانحه رالی از دست داده است و هر روز فکر می کند که 31 خرداد است و تصادفا تولد پدرش . در نتیجه سارا هر روز به کافی شاپ می آید تا کیک بخرد و هر شب تولد است و همیشه در حال خوندن فصل دو کتاب کمیاگر و ... ایده فیلم وقتی به اینجا می رسد یک ایده نو بود بر خلاف دیگر داستان ِ فیلم های عاشقانه ایرانی . سامی هر روز سر قرار سعی بر این می شد تا با توجه به گفته های دیروز سارا ، آنچه باشد که او می پسندد . و در ادامه هم همه تلاش سامی رهایی سارا از این تکرار است و یک فیلیم میسازد که سارا باید هر روز ببیند تا بفهمد چه بلایی به سرش امده است .

البته فکر می کنم خیلی زننده باشد که بعد از دیدن فیلم بفهمی که این فیلم کپی یک فیلم هالیودی (فیلم پنجاه قرار اول ، یكمدی رمانتیك هالیوودی سال۲۰۰۴)و هیچ اشاره ای هم در ابتدا یا انتهای فیلم به این موضوع نشده باشد .شاید اطلاعات من به اندازه ای نباشد که در این زمینه حرفی بزنم ولی نقد کامل به این کپی برداری را می توانید اینجا بخوانید .

 در نگاهی خوشبینانه می توان گفت مخاطب ایرانی شاید با فضای ایرانی فیلم بیشتر انس بگیرد و پیام را دریافت کند و این درحالی باشد که بفهمی مثلا کل خلاقیتی که به خرج رفته و تغییرات که ایجاد شده است ازدواج مجدد مادر سارا و آمدن هر شب او با شوهرش به خانه شوهر سابقش باشد و یا اینکه در انتها سامی و سارا دو فرزند دارند . مخاطب را در اوج خنده و انفعال هم ، نباید احمق فرض کرد . زمانی که از فیلم نامه نویس پرسیده شده که :طبق داستان هر روز سارا باید برای مسابقات رالی برود. به جای مسابقه، سارا شوماخر هر روز می رود توی رستوران پیست، كتاب می خواند! در جواب گفته همه مثل شما تیز بین نیستند . به عبارتی می توان گفت جاهایی هم که تغییرات به وجود آمده آنچنان فکری بر آن نشده است .

 چپ دست سومین ساخته آرش معیریان است ، که هم همچون فیلم های کما و شارلاتان با مخاطب به خوبی ارتباط بر قرار کردند . روز های ابتدا سال و تعطیلات فرصت خوبی برای یاد گرفتن مفاهمی در تعابیر جدید است . عشقی که به قول حمید گودرزی هر روز برای زنده بودنش باید تلاش کرد و هیچ گاه فراموش نمی شود . عاشقی در سخت شرایط ، می ماند و به قول سارا همچو یک اسپانیایی در سخت ترین شرایط شاد است و می رقصد . طنزی که با بزرگ جلوه دادن و حتی مسخره کردن سعی دارد مفاهیم را به ذهن بنشاند .

زندگی آن چه زیسته ایم نیست، بلكه آن چیزی است كه به یاد می آوریم تا روایتش كنیم. این جمله خلاصه و روایت هر آنچه در فیلم مخاطب می بیند است . شاید سارا هر روز با دیدن فیلم خاطرات گذشته اش آنچه را که دوست داشت نمی توانست به یاد بیاورد ، ولی ما می توانیم خوبی ها را به یاد آوریم و روایتی زیبا از زندگی داشته باشیم . با همه اشتباهی که در نیاوردن نام این کپی برداری بوده است اما می توان گفت شاید فیلم 50 قرار اول هیچ گاه این چنین عمومی نمی توانست در ایران پخش شود ف مگر کساین که از کلوپ میگرفتند و نگاه میکردند . نسخه ایرانی فرصتی برای نگاهی از زاویه دیگر به عشق بود .

نظرات() 
How do I stretch my Achilles tendon?
جمعه 10 شهریور 1396 12:15 ب.ظ
Spot on with this write-up, I seriously believe this site needs much more attention. I'll probably be back again to see more,
thanks for the advice!
وفا
یکشنبه 28 خرداد 1385 08:06 ق.ظ
حیفه كه تو اینجور كپی برداریها فیلم اصلی را ندید...
مطهره
سه شنبه 8 فروردین 1385 08:03 ق.ظ
هیچی بیشتر از این آزاردهنده نخواهد بود كه به اینجا برسی كه چگونه باید با منطق بی منطقی فیلم پیش بروی .و برای خارج شدن از این عذاب تنها كار خندیدن به صحنه های این فیلم است..دست مریزاد!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مطهره آخوندی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی

← نظرسنجی

    اگر بخواهید یک وبلاگ جدید بسازید از کدام سرویس دهنده وبلاگی استفاده می کنید؟







← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :