.::ارتباطات::.

چهارشنبه سوری

جمعه 8 اردیبهشت 1385

نویسنده: مطهره آخوندی | طبقه بندی:سینما و تلویزویون ، 

دختری برای كار كردن در منزل یك زوجی كه زندگیشان در حال گسستن است در روز چهارشنبه ی آخر سال می رود. زن(هدیه تهرانی) به شوهرش (حمید فرخ نژاد) شك دارد و می ترسد كه شوهرش رابطه ای با زن مطلقه ای كه همسایه آنها هستند، داشته باشد. و در نهایت در صحنه های پایانی مشخص می شود كه رابطه ای بین شوهر وی و زن همسایه بوده ، اما در نهایت ناباوری مخاطب این رابطه كاملا سالم جلوه داده می شود.

داستان روایت زیبایی از دید دخترك كارگر(ترانه علیدوستی) دارد. با صحنه هایی از زندگی فقیرانه ی دخترك آغاز می شود، رنگ ها سیاه و سفید . شلوغی موج می زند . هفته ی آینده عروسی دخترك با پسر یكی از اقوام است. و وی شادمان از شروع زندگی زناشویی در پی یافتن لباس عروسی خود است. نحوه ی پرو كردن و آینه ی شكسته ی كوچكی كه حتی قد دخترك به آن نمی رسد ، و در عین حال وجد دخترك در لباس عروسی به نوعی اغراق آمیز فقر را به تصویر می كشد.

دعواهای طبیعی این زوج با بازی زیبای هدیه تهرانی دیدنی است.تصویر كشیدن شب چهارشنبه ی آخر سال و اتفاقاتی كه در آن روز بین این زوج می افتد ، انتخاب چنین روزی برای اتفاق افتادن تمام این دعواها ، وجود صداهای  محیط (آمبیانس) و هم چنین وجود افكت كه حاكی از آن روز است در كل تشویش و عصبانیت را تقویت می كند.

چند نكته ای كه در باره ی این فیلم به نظرم آمد:

1)   كاربرد رنگ سیاه و سفید ، و در كل رنگ های تیره ! چه در زمانی كه در ابتدای فیلم از فقر می گوید و در روند آن به خانه ی متوسط رو به بالا كه وارد می شود ، این گسست طبقاتی را در رنگ ها نمی توان جست.

                               

2)      انگشت اتهام از اول تا آخر فیلم رو به سوی زن است. زن جلوه ای از شك و بدبینی است و مرد مبرا از هر گونه خطا و لغزش.

3)   توجیه رابطه ی مرتضی و سیمین(پانته آ بهرام) با جمله ای كه سیمین به مرتضی گوشزد می كند كه تحمل دیدن وی با یك زن خراب برای همسر مرتضی راحت تر است تا اینكه بفهمد رابطه ای میان مرتضی و سیمین است و با این توجیه برای مخاطب رابطه ی مرتضی و سیمین فقط در حد دوستی باید فرض شود .

4)   فداكاری سیمین از اینكه می خواهد این رابطه تمام شود ، زیرا مرتضی یك خانواده ی خوب دارد.(فداكاری از جانب زن) چهره ای متفاوت از رابطه را نشان می دهد.

5)   در صحنه های پایانی سیمین هم مانند همسر مرتضی در نقش مادری دیده می شود . (هنگامی كه شوهر سابقش دختر وی را كه بی قرار مادرش بوده به در منزلش می آورد)مادری همیشه امری مقدس بوده و در ذهن مخاطب چهره ی مثبت سیمین تثبیت می شود.

6)   رابطه ی امیر علی (فرزند این زوج ) با پدر بسیار زیبا به تصویر كشیده می شود . در چند جا این تاكید بر خوبی رابطه ی پدر و پسر دیده می شود : هنگامی كه میان دعواها زن پسرش را دعوا می كند كه لباس هایش را بپوشد و با مادر راهی شود ولی پسر امتناع می كند و مادر پسرك را می زند.(بدی رابطه ی مادر با پسرك)در جای دیگر هنگامی كه پدر وارد خانه می شود و امیر علی به آغوش پدر از كتك های خورده از مادر پناه می برد.(با آنكه به یاد دارد شب قبل پدر شیشه ها را با دست شكسته) و یا در صحنه ی دیگر كه میگه :گل بابا كیه ! _ امیر علی. و اصرار پسر برای رفتن به چهارشنبه سوری با پدر. با اینكه در این سن (7سالگی) كشش پسر بچه ها به مادرشان بسیار است و رابطه ای قوی تر با مادر دارند تا پدر.

                          

همه ی اینها در فیلم سمت اتهام را پر رنگ تر می كند.

7)      فیلم هیچ اشاره ای به این ندارد كه دلیل اصلی ایجاد رابطه ی سیمین و مرتضی چه بوده!

8)   روحی در هنگام تمیز كردن منزل آلبوم هایی را ورق می زند كه در آن مرتضی در جبهه بوده ! به طور ضمنی بك گراندی از مرتضی می دهد و تصویر كلیشه ای مخاطب را از كسانیكه در جبهه و جنگ بودند می شكند.(انسان جایزالخطاست)

9)      شخصیت ها نه سفیدند نه سیاه ، همه خاكستری اند.

10)   روحی در آخر مهر سكوت بر رازی كه یافته است می زند و به دلیلی نا معلوم حقیقت را به همسر مرتضی نمی گوید.

11)  نامزد روحی در جاده منتظر همسرش است و مخاطب با آن تصور كلیشه ای  كه از فرد عامی دارد(تعصب) منتظر برخورد وی با روحی را دارد.(بدلیل چادر بر سر نداشتن، سوار ماشین یك مرد غریب بودن، صورت اصلاح شده ی دخترك) . كه تمام این ابهام ها با چند جمله به كنار می رود .

خوشكل شدی !  _ آرایشگاه بودم !    این آقایی هست كه تو خونه اش كار می كردم و پسرك به سمت ماشین می رود و مرتضی بابت چادر معذرت خواهی می كند و به این سادگی با برخوردهای ساده هیچ برخوردی دیده نمی شود. و در اینجا از جانب مرد(شوهر روحی) هیچ ظنی به سوی زن نمی رود. در كل فیلم هم این زن( همسر مرتضی)است كه به مرد(مرتضی) شك دارد.

اصغر فرهادی موضوع فیلم را این گونه می گوید:"موضوع فیلم فراتر از مطرح كردن بحث خیانت است و بیشتر قصد مطرح كردن، موضوع پنهان كاری را داشتم چون نمی‌خواستم فیلم اخلاق گرایانه بسازم ، می‌خواستم این موضوع را كه هم به دنبال پنهان كردن خودشان و بازی در نقش دیگر هستند را مطرح كنم!"

این فیلم را باید در كانتكست خود آن دید و در فصلی مناسب وبه موقع  اكران شد. نزدیك عید و مخاطب با فیلم و شرایط اتفاق های افتاده خود را  تطبیق می داد.

 

 

                                 

                                   

 

                                   

نظرات() 
وفا
شنبه 9 اردیبهشت 1385 04:04 ق.ظ
پس حتما باید ببینمش...
مهدی
شنبه 9 اردیبهشت 1385 10:04 ق.ظ
..... ارتباطات!!!؟؟؟ ((((خنده))))
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مطهره آخوندی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی

← نظرسنجی

    اگر بخواهید یک وبلاگ جدید بسازید از کدام سرویس دهنده وبلاگی استفاده می کنید؟







← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :