.::ارتباطات::.

خیلی دور خیلی نزدیك فیلمی خلاف اندیشه دینی وبر

جمعه 16 تیر 1385

نویسنده: معصومه شهبندی | طبقه بندی:سینما و تلویزویون ، 

زاویه دید حمید یغمائی برای تحلیل فیلم« خیلی دور خیلی نزدیک » جالب توجه بود . 

 hamidrezayaghmaei@yahoo.com

خیلی دور خیلی نزدیك فیلمی خلاف اندیشه دینی وبر

 

این مقاله در صدد است تا با تحلیل نشانه شناختی  فیلم خیلی دورخیلی نزدیك و بررسی نگاه دینی فیلم به مقوله دین از یك سو و مطالعه ی اندیشه های وبر در مورد مقوله دین ، دست به مقایسه ای بین این دو زده و به جرح اندیشه های وبر در باره ی دین بپردازد . ادعای من در این مقاله یكسان نبودن نگاه دینی وبر با نشانه های ارئه شده در فیلم می باشد و برای اثبات این ادعا به تحلیل نشانه شناسی فیلم پرداخته و آنها را سندی بر رد عقاید وبر در باب دین می دانم ( منظور عدم تطابق كاركرد دین در فیلم با كاركرد مد نظر وبر درباره دین است ) . 

در این راستا لازم دانستم تا ابتدا شرحی از اندیسه های دینی وبر را ارائه كنم و سپس به تحلیل نشانه شناسی فیلم بپردازم ( كه در اینجا خواننده می تواند به عدم تطابق نگاه دینی فیلم با نگاه دینی وبر دست یابد) و در انتهای با آوردن مستندات عینی و مقایسه دو مقوله مربوطه به اثبات ادعای خود بپردازم .

اندیشه های دینی وبر :

یكى از مفاهیم اساسى در جامعه شناسى وبر، مفهوم «عقلانیت» است كه از جایگاهى ویژه در مجموعه مطالعات او برخوردار است.

از منظر وبر بینش عقلانى نوین بناى آن بر فناورى و تكنولوژى و انحصار سازماندهى حضور افراد در ساختار تولید اقتصادى ، پى ریزى شده است، و تأثیرات متافیزیك در این عالم و توجیه امور طبیعت با اتصال به جهانى نامشهود به تمامى كنار گذاشته مى شود.

انسان امروزى كه با فرا روى از عجز و ناتوانى گذشته به ابرمردى ایستا بدل شده است، قدرت آن را دارد كه آزادى هاى مطلوب خویش را در زمینه هاى اخلاقى، اجتماعى، اقتصادى و سیاسى فراهم آورد و خود را از قید بوروكراسى رها سازد .

ماكس وبر تعریف خاصى از دین به دست مى دهد، چرا كه دیدگاه هاى او در امور ماوراءالطبیعى ریشه در باور وى به عقلانیت دارد. او بحثى از جوهر و ذات دین به میان نمى آورد و دین را گونه اى ویژه از رفتار و كنش و واكنش در میان گروه هاى اجتماعى مى داند كه تنظیم روابط فردى و گروهى آنها با نیروهاى متافیزیكى مطابقت دارد.

 دین پاسخى است به رنج ها و دشوارى هاى این جهانى و توجیهى براى ناكامى هاى انسانى و نقطه امیدى براى واپس راندن گزینه یأس از جغرافیاى حیات بشرى. دین تحت عنوان «عدالت باورى» به زندگى بشر معنا مى دهد؛ به این نحو كه نظام جزا و پاداش در میعادگاه واپسین در ارتباطى مستقیم با مجموعه رفتارها و كردارهاى انسان در این دنیاست .

وبر پیوند دین و رنج را مى پذیرد، با این حال نقش عمده دین را در تبیین رنجها و آلام بشرى انكار نمى نماید. غایت این معنا پاسخ دادن به نیازهاى اساسى بشر در رابطه با فلسفه درد و رنج مادى است. او خاطرنشان مى كند كه خوشى و ناخوشى آدمیان برحسب تصادف صورت نمى گیرد، بلكه در این مورد شایستگى افراد ملاك است .

از منظر وبر آن دینی برتر است كه مقدمات خوشی انسان را در این دنیا فراهم آورد و یا به عبارت بهتر ، از نگاه وبر دینی كه باعث شود سرمایه بیشتر در اختیار بشر قرار گیرد دین بهتری برای زندگی امروزه محسوب میشود و به همین دلیل او دین پروتستان را كارآمدترین دین میداند زیرا آموزه های این دین بر كار زیاد استوار است و این كار زیاد باعث میشود تا انباشت ثروت در دست پیروان این دین حاصل شود .

روایت خیلی دور خیلی نزدیك :

«خیلى دور، خیلى نزدیك» فیلمى سرشار از نشانه ها است. نشانه هایى مذهبى كه هم در فرم و هم در مفهوم روایت نهفته است و آنچنان زیبا پردازش شده كه به رمزگشایى درونى از سوى مخاطبان مى انجامد بدون اینكه دچار سطحى نگرى شود.

این نشانه ها از همان سكانس اولیه فیلم آغاز مى شود. آنجا كه مسیح به صلیب كشیده (تمرین تئاتر) با موبایل صحبت مى كند تا هژمونى تكنولوژى بر سوژه هاى الهى (مسیح) یعنى سلطه نگاه ماتریالیستى بر زیست معنوى گرا نمایانده شود تا پس زمینه اجتماعى و فكرى داستان مشخص شود.

دكتر عالم كه متخصص برجسته مغز و اعصاب و معروف به پنجه طلایى است به گفته خویش مثل كسى كه قبل از امتحان دادن برگه آزمون را از دستش گرفته اند در وضعیتى بحرانى و بغرنج گرفتار شده است و تنها چاره او تخصصى است كه دارد. اما آن نیز دیگر به كارش نمى آید و گره از كارش نمى گشاید. گویى این دست هاى طلایى خشكیده است. بیمارى سامان نمادى از بى سامانى درونى دكتر عالم است. این درماندگى و ناتوانى انسان امروز كه به قدرت علم و تكنولوژى مجهز است در سكانس زیباى محاصره شدن اتومبیل آخرین سیستم دكتر عالم به وسیله توفان شن (خشم طبیعت) نمایانده مى شود .

دكتر عالم در جست وجوى سامان (یافتن خود) پا بر كویر این قطعه خشك و سوزان زمین مى گذارد و گویى پاى در هبوط خویش گذاشته است. هبوطى كه نشانه هاى زیادى از رد پاى خدا در آن جاى دارد.

 ستاره نشانه مهمى در این مجموعه است. ستاره همیشه به نشانه بخت و اقبال آدمى تعبیر مى شود، نورى در میان تاریكى، علامتى كه راه را گم نكنیم و ستاره در كویر به آدمى نزدیك تر است. ستاره در كویر خیلى نزدیك است گرچه خیلى دور است. كویر آسمانى است گرچه پاى در زمین دارد، آنجا به خدا نزدیكترى! و ستاره خود استعاره اى از خدا است كه همچون نورى در دل تاریكى بالاى سر ما مى درخشد. او همین نزدیكى است خیلى نزدیك! در كویر اگر راه را گم كنى ستاره ها راهنماى تو مى شوند. این ستاره ها اما در زمین نیز كم نیستند. ستاره هایى از جنس آدمى! این ستاره گاه نشانه راهند تا مسیر خود را گم نكنیم. مثل خانم دكتر كه در كسوت فرشته راهنما بر دكتر عالم نازل مى شود تا راهنماى سفر او باشد.

 خانم دكتر با قرار دادن پلاك و علامتى كه نشان (لا حول ولاقوه الا بالله) بر آن حك بود در جلوى اتومبیل دكتر عالم، مسیرى جدید و الهى در پیش پاى او مى گذارد تا او در این مسیر راه را گم نكند!

دكتر عالم در مسیر كویر و در میان كویرنشینان، آرامش و خوشبختى اى را مى بیند كه در خود با تمام امكانات و رفاه زندگى نمى یابد. (در آنجا شتر بیش از بنز آخرین مدل نشان از خوشبختى آدمى است) او حتى از فرزندش كه نزدیك ترین كس اوست خیلى دور است و این تنها مرگ است كه حق چگونه زیستن پسر را براى پدر هشدار مى دهد. همه اینها نشانه هایى است تا او راه حقیقت را گم نكند. به ویژه آن روحانى شیرین زبان كه در دل كویر سوزان از روحى لطیف برخوردار است؛ كسى كه آدمى را با دلشان مى سنجد. او تشبیه زیبایى از شغل خود و دكتر عالم دارد و او را همكار خود مى بیند: مهندس مغز و اعصاب! اما دكتر تنها با مغز به عنوان ماده صرف برخورد داشته است و از روح و اندیشه اى كه بر آن حاكم است غافل است . «خیلى دور، خیلى نزدیك» حامل پیام معنوى خاصى است.

 اتومبیل بنز مدل بالاى دكتر عالم نشانه بارزى از تكنولوژى و دنیاى مدرن است كه چرخ هاى آن هنوز در طبیعت (شن زار كویر) فرو مى رود و مغلوب مى شود و او را در مسیر مى گذارد و از دستگیرى او عاجز است.

(درماندگى انسان مدرن) رابطه میان كم نور شدن چراغ داخل اتومبیل با كم شدن قدرت و توان دكتر عالم یكى از دیالوگ هاى نشانه شناسانه زیباى فیلم است .

 او پاى در دل آفتاب كویر مى گذارد تا با تشنگى بسازد و نه صورت كه سیرتش نیز سوخته شود تا دست سامان همچون دستى از غیب (دستى كه از بالاى ماشین مى آید و سامان چهره اى كه در طول فیلم غایب است) او را نجات دهد. آنكه خود در پى نجات انسانى دیگر بود خود به دست او (سامان) نجات مى یابد تا سخن خانم دكتر به اثبات برسد كه این شما هستید كه به كمك احتیاج دارید نه سامان.

میركریمى در «خیلى دور، خیلى نزدیك» نشان داد كه مى توان مفاهیم دینى را در قالب زیبایى شناسى هنرى به تصویر كشید بدون آنكه دچار شكل گرایى و سطحى نگرى شد .

نشانه های فیلم و مقایسه با نگاه دینی وبر :

ابتدا نگاهی مجدد بر برخی از نكات اساسی وبر در مورد دین می اندازیم :

1 – خوشی و ناخوشی آدمیان بر حسب تصادف صورت نمی گیرد ، بلكه در این مورد شایستگی افراد ملاك است ( نوعی نگاه پوزیتیویستی ) .

2 – انسان امروزی با فرار از ناتوانی گذشته به ابر مردی ایستا تبدیل شده است و قدرت آن را دارد تا آزادی های مطلوب خویش را فراهم آورد .

آن دین كه باعث شود تا انباشت ثروت و سرمایه در اختیار رهروانش قرار گیرد دین برتر است . ( كاركرد مادی دین را برتر می داند ) .

حال با نشانه هایی كه در فیلم وجود دارد به رد ادعاهای وبر در این مورد می پردازیم .

دكتر عالم متخصصی است توانمند ، و از این منظر در مرتبه ی بسیار بالای علمی قرار دارد و البته با ذكر این نكته كه آخرین تكنولوژی های پیشرفته ( كه در فیلم ماشین آخرین سیستم نماد آن است ) نیز در اختیار این فرد قرار دارد . و از منظر وبر این همان ابر مردی است كه قدرت آن را  دارد تا خواستهای مطلوب خویش را فراهم آورد اما مشاهده می كنیم كه همین فرد در دل كویر اسیر و گرفتار مانده و عاجز از هرگونه حركتی برای نجات خود است . ( صحنه ی گرفتار شدن در شن ). 

* در صحنه ای از فیلم دكتر عالم سوار بر ماشین خود از جاده ی كویر می گذشت كه ناگهان كاروانی از شتر از جلوی ماشین عبور می كنند و دكتر عالم مجبور می شود تا پشت این كاروان متوقف شود . شتر كه نمادی از سنت است و ماشین كه نمادی از تجدد است را در این صحنه مشاهده می كنیم و می بینیم كه در این رویارویی تجدد مجبور به ایستادن و نگریستن به حركت سنت است و به نوعی درمانده بودن تجدد در مقابل سنت را مشاهده می كنیم . و این می تواند نشانه ای باشد برای رد ادعای وبر در مورد تفوق دین مادی بر دین معنوی . ( ماشین محصول سرزمینی است كه در آن كاركرد مادی دین مد نظر است و شتر نماد سرزمینی است كه كاركرد معنوی دین در ارجحیت دارد ).

* در صحنه ای از فیلم هنگامی كه دكتر عالم مشغول صحبت كردن با برادر و مادر بیمارش است به آنها می گوید : متاسفانه كاری از دست من بر نمی آید و باور كنید كه هیچ راهی برای نجات بیمار شما وجود ندارد  ، و برای ادعای خود ، شرایط دختر بیمار را اینگونه توصیف می كند ، فكر كنید در یك بیابان گرفتار شده اید و هیچ نقطه ی روشنی روبروی شما وجود ندارد و هیچ كس هم صدای شما را نمی شنود و هیچ گونه كاری از شما بر نمی آید ، پس باور كنید كه در اینجا هیچ كس نمی تواند به شما كمكی بكند  . شاید از منظر عقلانیت وبر این حالت تداعی كننده ی یاس و نا امیدی مطلق باشد . اما در صحنه ی آخر فیلم می بینیم كه همین شرایط برای دكتر عالم پیش می آید و در حالی كه او در ماشین ( تكنولوژی )  خود محصور شده است و صدای كمك خواهی او را هیچ كس نمی شنود و همین طور آخرین سوسوی نور داخل ماشین هم خاموش شده است و بنا به اظهار دكتر عالم در ابتدای فیلم ، در این شرایط هیچ كاری از هیچ كسی ساخته نیست ، اما به ناگهان دستی از بالا شن ها را كنار زده و به نجات دكتر عالم می آید . كه به نظر من این دست می تواند استعاره ای از دست خداوند باشد كه به كمك دكتر عالم در آن شرایط آمده است .

و با توجه به این صحنه می توانیم ادعای وبر را در مورد عقلانیت و توجیه اعمال با نگاه پوزیتیویستی را مورد نقد قرار داده و بگوییم در دنیای مدرن و مكانیزه شده ی امروز و در عصر عقل و عقلانیت و قرن ارتباطات پیشرفته هنوز هم خواست خدا بالا تر از همه ی خواست های بشری است .  و اینكه " دست خداوند بالاتر از هر دستی است " .

 

 

نظرات() 
How do you get rid of Achilles tendonitis?
جمعه 10 شهریور 1396 12:48 ب.ظ
Hello there! This post couldn't be written any better! Reading this post
reminds me of my previous room mate! He always kept talking about this.
I will forward this write-up to him. Fairly certain he will have a good read.
Many thanks for sharing!
رضا براهنی
جمعه 8 شهریور 1387 05:08 ق.ظ
از قضا ریخت شناسی گزاره مند ناگزیر از قشری گری است .اما كلای من وشما قاضی ماركس وبر كجا واین حرفها كجا؟بد نیست در این وانفسا ...
عباسحسیننژاد
سه شنبه 10 مرداد 1385 10:08 ق.ظ
خب این یك ضعف است كه یك نفر در این حد از سطحی نگری باشد كه بیاید و برای استاد دانشگاه تهران متأسف باشد و غلط املایی بگیرد!
سخت گیر
یکشنبه 8 مرداد 1385 02:07 ق.ظ
برای استاد دانشگاه تهران متاسفم .... استاد جان مطلق ؛ نه متلق
مریم
شنبه 31 تیر 1385 03:07 ق.ظ
منتظر مقاله بعدی شما در مورد یك فیلم خوب ـ دیگه خواهم بود ...
موفق باشید
رشیدی
چهارشنبه 21 تیر 1385 12:07 ب.ظ
سلام
وبلاگ و مطالب خوبی دارید.
من لینك شما را در وبلاگم می گذارم.
به متفاوت سر زده و نظر دهید. اگر پسندیدید لینك دهید.
موفق باشید.
دكتر علی اصغر محكی
سه شنبه 20 تیر 1385 10:07 ق.ظ
سلام. تبریک می گویم نگاه نکته سنجانه شما را به فیلم خیلی دور خیلی نزدیک.
پیروز و سربلند باشید
عباس كاظمی
شنبه 17 تیر 1385 06:07 ق.ظ
سللم. اولا از اینكه دانشجوئی خوبی چون شسما فعال است خوشحالم در ثانی در مقام یك استاد موظفم برخی مطالب را گوشزد كنم.
یكیم: اینكه تحلیل نشانه شناسانه با تحلیل نشانه ها در متن متفاوت است و شما به تحلیل نشانه ها در متن پرداختید.
دوم در باره برخی از آرائ وبر بی انصافی صورت گرفته است.و ساده نگری شده است. این فیلم نه نقد وبر بلكه تائید وبر است آنجا كه وبر از انشقاق ارزشها سخن می‏گوید خصوصا علمأ و اخلاق و زیبائی. دكتر عالم عالم بود اما زیبائی ها رو نمی‏دید. دیگر اینكه وبر هیج جا نگفته است كه مدرنیته آدمی را قادر متلق كرده است. قفس آهنین وبری نشانه همان عجزی است كه در فیلم مشاهده شده. سرت رو درد نیارم اما بیشتر بنویس تا خطاها بیشتر آشكار شود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مطهره آخوندی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی

← نظرسنجی

    اگر بخواهید یک وبلاگ جدید بسازید از کدام سرویس دهنده وبلاگی استفاده می کنید؟







← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :