.::ارتباطات::.

وقتی دیوار ها هم سخن می گویند

شنبه 30 فروردین 1393

نویسنده: معصومه شهبندی |

خوشحالم این فیلم را دیدم  و خوشحالم که قبل از دیدن فیلم تنها می دانستم فیلم  دو روز از زندگی چمران در حصر پاوه است و از لحاظ جلوه های ویژه خوب عمل کرده است، نه چیز دیگز !

این خوشحالی از این جهت است که وقتی حالا در مورد فیلم جستجو می کنم و می‌بینم حواشی فیلم کم‌رنگ نیست. شاید اگر می خواندم از اختلاف های فریبز عرب‌نیا و حاتمی کیا و حاضر نشدن در صحنه آخر فیلم ذهنم مشغول می‌شد بدل به اندازه کافی شبیه بوده و یانه ؟

عرب‌نیا برای باورپذیرتر کردن این نقش و نزدیکی بە رل واقعی‌اش مدت‌ها تمرین می‌کرد اما در زمان فیلمبرداری بعضا با آقای کارگردان دچار اختلاف‌نظرهایی می‌شد که این ناشی از همان تحلیل‌های شخصی و مطالعاتش بود. آنهایی که از نزدیک در جریان تولید فیلم و مراحل فیلمبرداری بوده‌اند می‌گویند فریبرز عرب‌نیا برای بازی در نقش شهید چمران مطالعه و تحقیق داشت و اینطور نبود که هرچه کارگردان می‌گوید بە‌راحتی بپذیرد و در راه درآوردن این نقش انجامش دهد.

یا شاید درگیر و دار قضاوت ها می ماندم و نقدها:

علی کشوری فرزند شهید کشوری در مورد چ گفته:  تلاش نیروهای مسلح و هوانیروز را در تضعیف کردها و شکست حصر پاوه نادیده گرفت. وقتی اثری سفارش صرف یک نهاد باشد و افرادی بگویند اگر چمران می سازی، باید نقش فلان ارگان را  خیلی خوب نشان بدهی (حتی به قیمت اینکه نقش سایر ارگان ها حذف شود) نتیجه اش همین می شود.

یکی دیگر از نقدها این است که یک بیگانه از طریق دیدن این فیلم نخواهد فهمید چرا چمران، چمران شده است. لازم است دقت کنیم چ حرف اول اسم چمران است نه همه آن. به تصویر کشیدن یک انسان در بحرانی‌ترین شرایط و پیروز بیرون آمدن از این شرایط  انتخاب بُرش خوبی است چرا که عمری زندگی  می‌کنیم تا اماده شویم برای این لحظات خاص. در این فیلم اوج محکم بودن در تصمیم‌گیری‌ها و نباختن را می‌بینیم.

حاتمی کیا در اولین یادداشتی که درباره این فیلم به نگارش در آورده است چنین می‌گوید:... نزدیک چهل روز است که در شهر پاوه هستم و در این چله با مردمی هم نفس شدم که بسیار از باورم دور بود. شهادت می‌دهم که مردم پاوه و خانقاه و دریسان و نسمه و … را مردمی بسیار مهربان، صبور و به معنای واقعی مظلوم دیدم. روزهای پایانی ماه مبارک است. خدایا قسم به این ماه عزیز، نتیجه این فیلم چمران آنی باشد که من شرمنده این محبت‌ها و شهدای مظلوم پاوه نباشم.

وقتی سری به وب‌سایت رسمی فیلم می زنم تازه می فهمم چقدر به زیبایی به تصویر کشیده شده است اوج صدای الله اکبر در فیلم بر اساس دست‌نوشته های دکتر چمران که بر روی سایت قرار دارد: خوف و وحشت بر همه جا سیطره انداخته است آینده تاریک و سرنوشت مبهم و امیدها قطع شده است ولی یکباره صدای الله اکبر از مناره مسجد می‌شنوم خون در عروقم جریان می‌یابد و روح پژمرده‌ام می‌شکفد راستی صدای الله اکبر چه معجزه آساست....

فیلم شعار نیست اوج نگاه یک انسان در بحرانی ترین شرایط را دارد به تصویر می کشد زمانی که دشمن در یک قدمی است پناهندگان و زنان درمانده شهر در ساختمان پاسداران شاهد تنش و بحث داخلی بین جنگجویانشان هستند. در اوج این تنش و ناامیدی با تلنگر چمران که صدای الله اکیر را نمی شنوید، سکوت حاکم می شود.  

یک دیالوگ زیبا هم بابک حمیدیان از این استادگی در یک قدمی دشمن می‌گوید که بسیار به دل می نشست: خدا کند وقتی می‌رسند همه کنار هم باشیم. اینجوری عکسش هم قشنگ‌تره!

یک نکته جالب توجه نقش دیوار نوشته ها در فیلم است که در جایی که در مورد پیروزی حرف زده می‌شود نصر من الله و فتح قریب در قاب دوربین نقش بسته و جایی که صدای الله اکبر می پیچد و چمران همه را به آرامش دعوت می کند واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا و ....

موسیقی فیلم در بهترین زمان خود به اجرا درمی‌آید و صدای این زن در میان سکانس‌هایی که نفس را حبس می‌کند هنرمندانه به یاری احساس می آید.

از همه اینها که بگذریم آنچه باعث شد دلم بخواهد از فیلم چ بنویسم این بود که یک «انسان» را به معنای واقعی می‌دیدم انسانی که معتقد بود جنگیدن راه ِ آخر است و  خدایا همه تلاشم را کردم که صدا تفنگ درین 2روز قطع بشه! 

 

نظرات() 

برزخ تن، جهنم زندگی

دوشنبه 4 دی 1391

نویسنده: معصومه شهبندی |

کوتاه از داستان فیلم آینه‌های روبه‌رو:

آدینه (شایسته ایرانی) دختری است که در سفر خود به آلمان متوجه می‌شود گرایش‌های پسرانه وجودش نه شخصیتی و روان‌شناختی، بلکه ناشی از دوجنسیتی بودنش است و پس از آن به دنبال درمان و تغییر جنسیت می‌رود. اما پدرش با حیله بیماری، او را به ایران می‌کشاند و گذرنامه‌اش را پاره می‌کند و مجبورش می‌کند تا با پسرعمه‌اش ازدواج کند. حال یک هفته مانده به تاریخ عقد، او قصد دارد فرار کند و از ایران برود و در این بین با رعنا (غزل شاكری) آشنا می‌شود که مسافرکشی می‌کند. رعنا که همسرش ورشکست شده و در زندان است، تنها خانم‌ها را سوار ماشین می‌کند و لحظه‌ای که می‌فهمد آدینه دختر نیست و با عصبانیت او را از ماشین پیاده می‌‌کند و در همان لحظه تصادف می‌کند. اما بعد از به‌هوش آمدن، شاهد همراهی او با آدینه برای رها شدنش از این مخمصه هستیم؛ او را که جایی برای خواب ندارد به خانه‌اش می‌‌برد و برای صحبت با پدر او به خانه‌شان می‌رود. در نهایت با همکاری برادر آدینه (نیما شاهرخ‌شاهی) درست در روز عقد، او را فراری می‌دهند و برای درمان راهی آلمان می‌کنند. البته آدینه هم پاسخ محبت او را با فروش طلاهای مادرش و پرداخت بدهی همسر و ازادی وی می‌دهد.

آینه‌های روبه‌رو هم داستان تکاپوی یک ترنس است که تلاش می‌کند تغییر جنسیت دهد و هم نه! انگار باید زاویه دوربین بچرخد و این دختری که در کانون اصلی فیلم قرار دارد از نگاه دیگران خوانش شود. نوع نگاه دیگران و زندگی اجتماعی ترنس‌ها در تعامل با دیگر مردم مورد تاکید است. در فیلم از زبان آدینه می‌شنویم كه دوجنسیتی‌ها در ایران، نه تنها از سوی قانون، محترم شمرده می‌شوند بلكه برای عمل جراحی وام هم دریافت می‌كنند. در واقع این فیلم با پررنگ كردن و به رسمیت شناخته شدن این موضوع از سوی دین و قانون، نگاه غلط اجتماعی به این معضل را نقد می‌کند و می‌كوشد نگاه عامه مردم را به این ماجرا، كمی منطقی‌تر و عاقلانه‌تر كند.

نگار آذربایجانی کارگردان و نویسنده فیلم «آینه‌های روبه‌رو» در پاسخ به این پرسش که ایده اولیه فیلم از کجا آمده، می‌گوید: «زمانی که نوجوان بودم در همسایگی ما پسری زندگی می‌کرد که در دوران جوانی خود تغییر جنسیت داد این مسئله باعث کنجکاوی­ من شد.این فرد تلاش بسیاری می­کرد تا با جامعه اطراف خود رابطه مناسبی داشته باشد، اما هیچ وقت نفهمیدم چرا دیگران از او فرار می­کردند و  رفتار مناسبی با این فرد نداشتند».

نویسندگان این فیلم که تهیه کننده و کارگردانش نیز هستند، دیالوگ‌های فیلم را با دقت و عمیق نوشته‌اند. دیالوگ‌هایی عمیق و اثرگذار که سعی می‌کند مخاطب را همراه خود کند تا دوباره و از زاویه ای دیگر به این مسئله نگاه کند:

آدینه به رعنا: چرا زدی تو صورتم وقتی مشکل رو فهمیدی؟ چرا تصادف کردی؟ غیر از این بود که می‌خواستی با بیشترین سرعت از من فاصله بگیری و فرار کنی؟!

رعنا به برادر آدینه: اگر بابات بخواد تو رو شوهر بده چیکار می ‌کنی؟

برادر آدینه به پدرش: چیکار داری می‌کنی بابا؟ می‌دونی خودش چقدر دلهره داره؟

آدینه به رعنا: بی‌انصافیه! من تو این بلاتکلیفی همونقدر نقش داشتم که تو زن بودنت!

همه این دیالوگ‌ها به بیننده فیلم و اطرافیان ترنس‌ها تلنگر می‌زند که جور دیگر باید نگاه کرد. قضاوت‌های قبلی را باید کنار گذاشت و از زاویه او به این رنج به این دلهره و به این درد نگاه کرد زیرا مخمصه و برزخ هویتی که یک ترنس در آن قرار دارد با نوع نگاه غلط و محاکمه از سوی دیگران بغرنج‌‌تر خواهد شد.

در واقع آنچه در متن فیلم مخاطب را درگیر می‌کند، روی دیگر سکه دوجنسیتی‌هاست؛ اطرافیان و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌‌کند. فیلم ضمن اینکه به مخاطب شناختی در مورد ترنس‌ها می‌دهد، در پله بالاتر می‌خواهد از هویت بلاتکلیف و متناقضی بازنمایی داشته باشد،  که خود فرد در به‌وجود آمدن آن هیچ نقشی نداشته است. این‌که  این فرد آشفته از سوی خانواده، اجتماع چه تنش‌های مضاعفی را نیز باید تحمل کند و برای آن بجنگد. در فیلم نگاه افراد و کوچکترین رفتار در ارتباط با آن، زندگی وی را به جایی رسانیده که مجبور است حتی از کشورش نیز برود و او از این موضوع دلگیر است.  حرف فیلم این است که این آدم‌ها درد‌های خود را دارند ما یادمان باشد در این میان باعث «بی‌کسی» نشویم و اینان را با رفتار‌ها و نوع نگاه‌ها و  برخوردهایمان تنهاتر نکنیم.

این فیلم سال 89 در جشنواره فجر اکران شد و اکران عمومی آن به سال 1391  طول کشید. مطمئناً بازنمایی یک ترنس بر روی پرده سینما  که سال‌ها با هویت مردانه زندگی کرده است و حالا می‌خواهد تغییر جنسیت بدهد و زن بشود و نیز یک ترنس با هویت زنانه، هر دو خطوط قرمز و سختی برای فیلم‌سازی است اما همکاری چهار زن، فرشته طائرپور و نگار آذربایجانی و نیز بازی غزل شاکری و شایسته ایرانی به خوبی این موضوع اجتماعی را به تصویر کشیده است.

 

نظرات() 

وقتی شبکه آی فیلم خود را از زاویه مخاطبانش ببیند

چهارشنبه 25 مرداد 1391

نویسنده: معصومه شهبندی |

 

خبر راه‌اندازی بخش انگلیسی شبکه آی فیلم و نیز گذر این شبکه از آزمون و خطاها و جا افتادن آن در بین مخاطبین بهانه ای برای نوشتن این یادداشت شد.

در بخش درباره‌ما در سایت این شبکه امده است:‌ »شبکه  آی‌فیلم در تاریخ 27 تیرماه 1389 کار خود را آغاز کرد. رسالت این شبکه ، ارائه ی برنامه ها ، فیلم ها وسریال های متنوع برپایه رعایت اخلاق و با تاکید برتحکیم نهاد مقدس خانواده است. این امر موجب شده تا بینندگان ما با شبکه ای متفاوت در عرصه شبکه های ماهواره ای آشنا شوند. شبکه آی‌فیلم درحقیقت پلی ماندگاراست که برای توسعه وتحکیم ارتباطات فرهنگی هنری بین ایران و سایرکشورها تلاش می کند.»

پخش برنامه های شبکه آی‌فیلم به صورت شبانه روزی و دریک جدول زمانی 8 ساعته انجام می شود و به منظور پوشش دادن بینندگان دراقصی نقاط جهان برنامه های شبکه دو بار تکرار می شود. جدول پخش شبکه شامل 6 سریال با مضامین متفاوت دینی، تاریخی، خانوادگی، کمدی و همچنین فیلم های سینمایی و تلویزیونی وبرنامه های متنوع است .

آی فیلم -نمایش - بازار تیوی - شبکه بازار - شبکه نمایش - صدا و سیمای جمهوری اسلامی - صدا و سیما - شبکه مستند - اذان - پخش زنده - سریال -فیلم - پوستر با کیفیت - پوستر آی فیلم - I-Film - شبکه مستند -

آی فیلم و پخش سریال های ماه رمضان های سال های گذشته

مخاطب تلویزیون در طی سالیان عادت داشتند یک مجموعه طنز از سریال‌های ماه رمضان، تعطیلات عید و نود قسمتی با چند گروه تقریبا مشخص  را بینند حال در یک سال اخیر همزمانی و توالی پخش این سریال ها به یکباره در بازه زمانی کوتاه از طریق شبکه آی فیلم جای تامل دارد. تماشای سریال هایی که پای ثابت آن علی صادقی، مریم جلالی، حمید لولایی و .... هستند چندان مطلوب به نظر نمی رسد. یعنی در طول 30 روز یک فیلم از این گروه مخاطب می بیند و 30 روز بعد دوباره همین گروه با موضوعی مشابه فیلم دیگری را برای نمایش دارد. خیلی جالب است مریم جلالی در هر دو فیلم مستاجری بود که  داستان در روزهای اسباب کشی و اینها اتفاق می افتاد.

تامین برنامه و سال‌های تولید سریال ها

در یک بازه زمانی آی فیلم به مجموعه سریال هایی روی آورد که مربوط به دهه های گذشته بودند از جمله آرایشگاه زیبا، آپارتمان،  پدرسالار و .... سریال‌هایی که برای مخاطبان خاطره بودند. پس از آن سریال هایی روی آنتن آمد که مربوط به یک و دو سال اخیر هستند حال سوال اینجاست که تامین برنامه این شبکه تلویزیونی می‌تواند با آرشیوی که در اختیار دارد با ترکیب بهتر از سال‌های تولید برنامه‌ها گلچین زیباتر و مناسب تری داشته باشد.. نه اینکه مخاطب در یک دوره فیلم های دهه 70 را کامل ببیند و بعد دهه هشتاد و حالا هم فیلم های یکی دو سال اخیر !

بازنمایی ایرانی به فراسوی مرزها

بخشی از مخاطبان تعریف شده این شبکه مخاطبان عرب هستند که در تارو پود این نمایش‌های تلویزیونی با فرهنگ ایران آشنا می‌شوند ذکر سال تولید برنامه‌ها می تواند در دادن ذهنیت از ایران سال‌های متفاوت موثر باشد. این فیلم محصول ایران در سال فلان است  و بازنمایی آراء و نظرات در آن سال است.

آی فیلم و پخش دو زبانه

اگر از سویی مخاطب آی فیلم مردمان عرب زبان هستند از دیگر سو مخاطبان فارسی زبان نیز برای تعریف شده اند پس لازم است بخش هایی از برنامه‌ها که به عربی است برای مخاطب فارسی نیز ترجمه یا زیرنویس شود. بخش آی‌فیلم و انتما به عنوان بخشی که برای ارتباط با مخاطب است و زیرنویس ها عربی است. همانطور که فیلم ها به زبان عربی دوبله می شود این مخاطبان فارسی زبان نیز باید مطالب بخش‌های عربی را درک کنند.

آی فیلم و برنامه گپ

تعریف مخاطب این شبکه نمی دانم اول فارسی زبانان هستند یا عرب زبانان ؟!!! بخش آی فیلم و انتما با حضور مجریان عرب زبان می‌گوید که مخاطب اول کشورهای عرب زبان هستند اما پخش مجموعه تلویزیونی گپ از دیگر سو سنخیتی با مخاطبی که تنها چند تصویر از بازیگران و هنرمندان ایرانی دارد چندان جذاب نیست. به خصوص اگر در نگاهی دقیق‌تر بدانید که تا حالا فیلمی با حضور مریلا زارعی و پانته‌آ بهرام از شبکه آی فیلم پخش نشده است و حالا این بازیگر سوژه یک گفت‌وگوی 2 ساعته از این شبکه است.

جنگ ایران و عراق

پخش سریال‌هایی که برای ایرانی بخشی از هویت و افتخار بوده است با درنظر گرفتن مخاطب فرامرزی می‌تواند اثری نامطلوب به جای بگذارد. جا دارد فیلم‌ها از دید آنهایی که روزگاری دشمن ایران بودند با اغماض و نگاهی دوباره مورد پخش قرار گیرد. «دیگری» در سریال سیمرغ و دیگر فیلم های جنگی همان عربی است که امروز مخاطب شبکه آی فیلم و دوست ایران تعریف می‌شود و این دو متناقض نباید نادیده گرفته شود. همزات پنداری مخاطب عرب با این فیلم که نمی تواند خود را همراه قهرمان ایرانی کند آثار خوبی ندارد.

در سال های اخیر شاهد ظهور قارچ‌گونه شبکه های جدید هستیم که انتظار می‌رود برای ماموریتی خاص راه‌اندازی می‌شود اما در هر کدام نکات ریز فراوانی برای نقد است. از آی فیلم شروع کردم و بعد از آن شبکه بازار، نمایش و ... را نیز خواهم نوشت

نظرات() 

فراموش نکنم: من یک «ارتباطات» ‌ای هستم :)

یکشنبه 7 خرداد 1391

نویسنده: معصومه شهبندی |

یک بار دیگه دعوت به نوشتن شدم:

«سلام دوست عزیزم معصومه جان

قدیم تر ها یک وبلاگی داشتیم به اسم ارتباطات و از قضا جزو اولین پیشنهادهای گوگل هستش

یادش به خیر درباره هر چیز و هر رویداد رسانه ای سعی میکردیم بنویسیم

نمی دانم چی شد که دست از نوشتن برداشتی

در صورتیکه تحصیلاتت کماکان همان ارتباطات بود و حوزه شغلی همان

حالا که وقت بهتری برای مطالعه داریم دعوتت میکنم که مثل سابق با قلمت بنویسی

وبلاگ ارتباطاتمون منتظره تو و ادبیات ونظراتت هست

:) »

برمی گردم عقب به نقطه آغاز: دوشنبه 2 آبان 1384 تو ذهنم ورق می زنم تا برسم به ترم پنجم دوران کارشناسی!

به حس اون زمان از خودم که فکر می کنم – بعد از هر سینما رفتن نوشتن، مقاله ها رو اینجا گذاشتن، نقد مسائل روز رسانه‌ها را کردن و .... - خنده ام می گیره به این همه جدّیت.. گذشته از این خنده تو راست میگی رشته ام همان است و تحصیلاتم بیشتر و کاری مرتبط با رسانه اما آن روز ها نسبت به امروز  ِ خودم ارتباطاتی  بودم!

همینجا از تو دوست عزیزم برای این دعوت دوباره تشکر می‌کنم و می دونم قدر این ثبت نظرات و دیدگاه‌ها رو :) بهترین و ارزشمندترین «درخواست همکاری» دنیا برای من بود

 

 

 

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 9 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مطهره آخوندی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی

← نظرسنجی

    اگر بخواهید یک وبلاگ جدید بسازید از کدام سرویس دهنده وبلاگی استفاده می کنید؟







← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :