.::ارتباطات::.

ولنتاین و جهانی شدن

سه شنبه 25 بهمن 1384

نویسنده: مطهره آخوندی | طبقه بندی:جهانی شدن، 

 

بررسی  تبادل فرهنگی در روند جهانی شدن با تاكید بر هویت ملی  

( با تشریحی بر تاثیر جهانی شدن بر جشن ولنتاین و حضور و رواج آن در ایران)

مطهره آخوندی/پاییز 84

a.motahare@gmail.com

با آنكه  جهانی شدن ابتدا درعرصه ی اقتصاد رشد خود را شروع نمود اما فرایندی چند جانبه بود كه عرصه های فرهنگ و سیاست ..را نیز دستخوش تغییراتی نمود.

یكی از مسائل مهمی كه می توان بر آن بحث نمود فرهنگ است. و اینكه جلوه ها و نمودهای فرهنگ چه هستند و چگونه در روند جهانی شدن فرهنگ ها بر هم تاثیر می گذارند .آیا در این پروسه رو به اضمحلال می روند ؟ آیا جهانی شدن با عث احیای فرهنگ ها می شود ؟ آیا«جهانی شدن » موجب  از بین  رفتن  فرهنگ های  بومی ،سنتی  و ملی  نخواهند شد و این  فرهنگ ها دردرون  فرهنگ های  جهانی  به  زوال  نخواهدگرائید؟

می توان پذیرش اعیاد و مراسم فرهنگ های دیگر در جامعه را پیامدی از تاثیر فرهنگ ایرانی از فرهنگ های دیگر دانست كه یكی از دلایل آنرا توسعه ی رسانه های جمعی در فرایند جهانی شدن دانست. برای روشن شدن موضوع چندین رویكرد را نسبت به تعریف جهانی شدن و هویت ملی و فرهنگ بیان می كنیم.

جهانی شدن

"در «جهانی  شدن » ما شاهد یك  پروسه  ( فراشدی ) هستیم  كه  عملا درحوزه های  ارتباطی ، فرهنگی ، اجتماعی ،سیاسی  و... خودنمایی  می كند كه  به  تدریج روی  یكسری  عناصر تاثیر می گذارند و آن عناصر تدریجا وضعیتی  را پیدا می كنند كه از محلی  بودن ، قومی  بودن ، ملی  بودن ، خردبودن ، جزیی  بودن  یك  مرتبه  به  حد كلان جهانی  ارتقا پیدا می كنند كه  این  تغییرتدریجی  است ، به  همین  دلیل  لغت ساختن  شدن  و... را وقتی  می توان  به  كاربرد كه  یكسری  عوامل  فعال ، مانند نظام های«جهانی گرا» (globalizing systems) بر روی یكسری  عناصر منفعل  تاثیر آگاهانه دگرگون گر می گذارند. به  معنای  دیگر،دستكاری  اذهان  و افعال  را به  سطح ، یا حدجهانی  بكشانند. گروه  دیگر می گویند كه جریان  «جهانی  شدن » طوری  است  كه  ماتدریجا به  سوی  حوزه  كلان  جهانی  رانده می شویم  و بدون  اینكه  متوجه  بشویم ،جهانی می شویم.( دكتر داور شیخاوندی)"

جهانی شدن» به فرآیندی اطلاق می شود كه طی آن جریان آزاد اندیشه، انسان، كالا، خدمات و سرمایه در سراسر دنیا میسر شده و موجبات رفاه و سعادت بیشتر شركت كنندگان فراهم می شود. «جهانی شدن» موجب افزایش درآمدها و ارتقای سطح زندگی در بیشتر نقاط دنیا شده و این مهم از طریق دسترسی كشورهای كمتر توسعه یافته به تكنولوژی پیشرفته و پیچیده محقق می شود(ادوارد آنی نات)"

جهانی شدن  در ایران رابطه ی مستقیمی با توسعه ارتباطات دارد از این رو اگربخواهیم  به  طور خلاصه  در حوزه  ارتباطات تعریفی  ارائه  بدهیم ، این  است  كه  "زمانی  فرارسیده  كه  مفهوم  زمان  و مكان  در معنا به  آن معنای  سابق  كلاسیك  خود دیگر مطرح نیست  و نوعی  بی زمانی  و بی مكانی  برای وقایع  ارتباطی  در سطح  جهان  به  وجود آمده  در سریع ترین  زمان  ممكن  می تواند بچرخد."
زمان رنگ می بازد و به دلیل سرعت بالای انتقال داده ها و گردش اطلاعات بعد مكانی هم تغییر می یابد و آن جایگاهی كه در قبل نسبت به زمان و مكان در تعریف بود تقلیل میابد.

با وجود تمام  امكانات  و پیشرفت وسائل  ارتباطات  همگانی  فرهنگ  را سریعابه  این  سادگی  نمی توان  دگرگون  كرد. ولی این  تحولات  همیشه  با خودش  خرده فرهنگ هایی  به  همراه  می آورد كه  تدریجاممكن  است  در میان  اقشار جامعه  تعمیم نسبی  بیابد.

فرهنگ

از دید انتونی گیدنز فرهنگ عبارت است از " ارزش هایی كه اعضای یك گروه معین دارند، هنجارهایی كه از آن پیروی می كنند، و كالاهای مادی كه تولید می كنند"

فرهنگ در رابطه ی مستقیم با جامعه است كه فرهنگ شیوه  زندگی اعضای جامعه را می گوید و مفهوم جامعه حاكی از روابط متقابل  افرادی كه فرهنگ یكسان دارند .

در روند جهانی شدن تغییرات فرهنگی جای بررسی دارد كه آیا جهانی شدن باعث احیا و یا اضمحلال و یا دگرگونی فرهنگ ها می شود. البته باید به خود فرهنگ آن جامعه مراجعه نمود و گنجینه ی فرهنگی انرا دید .این  احتمال  وجود دارد، سرعت  استحاله فرهنگ ها به  قدمت ، قدرت  و وسعت  آنهامربوط می شود.
مسئله  محلی  - جهانی  شدن  به  همین ترتیب  است . فرهنگ ها محلی  هستند. خرده فرهنگ های  جهانی  نیز از مدت ها پیش  ازبركت  نظام های  جهانی  (
globalizing systems)كم  و بیش  تكوین  یافته اند؛ مثل علم ، خردورزی ، فناوری ، ارتباطات  كه  دردرجه  اول  كاربرد محلی  دارند و با فرهنگ محلی  كار می كنند، در سطح  جهانی  نیزانعكاس  می یابند یا بر عكس . اگر چه «جهانی  شدن » با خرده  فرهنگ  خودش  به روی  صحنه  كلان  جهانی  آمده  ولی  تاثیر آن روی  فرهنگ های  خرده  مثل  فرهنگ  قومی و فرهنگ  ملی ، خیلی سطحی است . نهایتا آن فرهنگ  را می تواند تا حدی ، به  عنوان بخشی  از خرده  فرهنگ  تحت  تاثیر قراربدهد و خودش  هم  از آنها متاثر بشود.
بنابراین  فرهنگ  به  این  سادگی  رو به  زوال نمی رود، چه  بسا فرهنگ هایی  در سطح جهانی  نیز احیا می شوند.بنابراین ، بسیاری  از فرهنگ ها در جریان «جهانی  شدن » مقاومت  ایجاد می كنند وفرهنگ هایی  كه  احساس  می كنند موردتهاجم  جهانی  قرار گرفته اند، مقاومت بیشتری  نشان  می دهند، بنابراین  فرهنگی پایدارتر از اینها است  كه  با این  بادها بلرزد واز بین  برود

هویت  

یكی از مفاهیم بین رشته ای و پیچیده در حوزه ی علوم اجتماعی است.در روان شناسی بسیار به مسئله ی هویت پرداخته شده است و در اصل بین "خود" و "دیگری" هویت شكل می گیرد.هویت به نوعی چیستی و كیستی فرد را مطرح می كند .هویت های مختلفی مطرح هستند كه در این مقاله منظور از هویت همان هویت ملی است.هویت ملی یكی از انواع هویت است كه در حوزه هایی از قبیل فرهنگ،اجتماع،سیاست، امنیت و حتی اقتصاد نقش تعیین كننده ای دارد.

هویت ملی را به عنوان احساس تعلق و تعهد نسبت به اجتماع ملی و كل جامعه كه فرد در آن عضویت دارد تعریف كرده اند.در این تعریف باورها، ارزش ها، هنجارها ،نهاد های فرهنگی مثل زبان دین آداب و رسوم ادبیات... جای دارند.

هویت ملی :"از علائم  و پیش نیازهرگونه  زندگی  اجتماعی ، ما یك  هویت نداریم ، بلكه  مجموعه ای  از هویت  داریم  كه هویت های  خونی ، خاكی ، قومی ، گروهی ،فرهنگی  و... كه  با انواع  خرده  فرهنگ ، زبان ،دین  و ایدئولوژی  و مهارت  و حرف  و... مامشخص  می شوند"

ابعاد هویت ملی

بعد اجتماعی:هر شخص از طریق محیط اجتماعی ای كه متعلق بدان است یا بدان رجوع می كند هویت خود را می سازد.جوهره  بعد اجتماعی هویت ملی، منوط به برقراری روابط دوستانه است. هر چه ارتباطات گسترده تر باشد موجب تقویت بعد اجتماعی هویت ملی خواهد شد.

بعد تاریخی:بعد تاریخی هویت ملی آگاهی مشترك افراد یك جامعه از گذشته تاریخی و احساس دلبستگی به آن و احساس هویت تاریخی و هم تاریخ پنداری است كه پیوند دهنده نسل های مختلف به یكدیگر است.

بعد جغرافیایی:محیط جغرافیایی تبلور فیزیكی ، عینی ، ملموس و مشهود هویت ملی به حساب می اید. وجود سرزمین ضرورتی بس عظیم است.

بعد سیاسی:تعلق به دولت نظام سیاسی و ارزش های مشروعیت بخش حكومت.

بعد دینی: داشتن دین و تعالی مذهبی مشترك، پایبندی و وفاداری به آن ، اعتقاد و تمایل به مناسك و آیین های مذهبی فراگیر در روند شكل دهی هویت ملی بسیار موثر است.

بعد فرهنگی /میراث فرهنگی:مجموعه  مناسك عام  ، شیوه ای  معماری سنت ها و اعیاد و اسطوره ها و عرف ها و فرهنگ مردم است.

بعد زبانی:زبان و آثار ادبی نه تنها به عنوان یك محصول اجتماعی بلكه ابزار  و وسیله ی ارتباطات در تولید و باز تولید فرهنگ و هویت نقش مهمی دارد.

گذر از هویت قومی ومحلی از هویت ملی در راستای جهانی شدن

مردم  در هویت قومی  و بومی  خود بدون  گذار از هویت ملی  در راستای  جهانی  شدن  قرار نمی گیرند.
بنابراین  برای  عده  كمی  ممكن  است  این جهش  اتفاق  بیفتد كه  از هویت  قومی  به هویت  جهانی  برسند، ولی  این  به  فراشدزمانی  به  دانش  و ابزار كار و وسایل  ارتباطی نیاز دارد تا بتوانند در آن  حوزه  مكالمه  ومفاهمه ای  به  وجود بیاورند

هویت ایرانی در روند جهانی شدن

نگرش ها ی مثبت و منفی نسبت به جهانی شدن و هویت ملی وجود دارد .از دید مثبت نگران جهانی شدن موجب پویایی و بالندگی هویت ملی می شود.زیرا ارزش هویت در بازار رقابت جهانی به میزان توان آن در رقابت و خود آگاهی و اعتماد به نفس و آگاهی از شرایط جدید بین المللی بستگی دارد.( دهشیری، محمدرضا. جهانی شدن و هویت)

اما هنگامی كه جهانی شدن نه به عنوان پروسه بلكه پروژه ای كه بخواهد تسلط همه جانبه ی فرهنگ غربی را در پی داشته باشد نگریسته شود جای شك را بر می انگیزد.

.«جهانی شدن» یك بار دیگر هویت ایرانی را به چالش طلبیده است. فرایند جهانی شدن از رهگذر دگرگون كردن شالوده های نظریِ رویكردهای سنتی، فرایند هویت سازی را دستخوش تحولات جدی نموده است.
به بیان دیگر، جهانی شدن نوعی فرایند و تحول دیالكتیكی را سبب می شود كه از رهگذر آن مرزهای سیاسی، فرهنگی و هویتی به طور فزاینده ای فرو می ریزد و جوامع در جامعه ای جهانی ادغام می شوند؛ فرهنگ های خاص گوناگون به یكدیگر نزدیك می شوند؛ فرهنگ های عام شكل می گیرند و توسل به عناصر هویت بخش خاص فرهنگی نیز تشدید می شود.

به تعبیر ریچارد جنكینز: «نقشه های اجتماعی ما دیگر آینه تمام نمای چشم اندازهای اجتماعی ما نیستند. با كسانی رویارو می شویم كه هویت و سرشت آن ها برای ما معلوم نیست. ما حتی دیگر راجع خود به خودمان مطمئن نیستیم. برخلاف نسل های قبل، در نظرما آینده آن قدرها قابل پیش بینی نیست 

با نسبی كردن فرهنگ ها، تصور سنتی از فرهنگ چونان امر مطلق، پایدار و فراتاریخی را بی اعتبار می كند و اختلالی جدی در كارویژه هویت سازی آن پدید می آورد،و سرانجام این كه با تكثیر مرجع های اجتماعی، هویت سازیِ سنتی را دشوار می سازد. 

از آنجا كه جهانی شدن بر هویت های مختلف تاثیرات مختلف دارد گوردم مطرح می كند كه آیا می توان وجوه مشخصه و ممیزی برای هویت ها مختلف بدست آورد؟

انسان ایرانی نیز در مواجهه با این پدیده با چالش ها، آسیب ها و تهدیدات بدیع هویتی مواجه شده است. در یك نگاه كلی می توان گفت: این انسانِ «مرزدار» و «مرزپسند» با دنیای بدون «مرز» مواجه شده است؛ این صاحب «هویت شفاف» و «مواضع سدید و مستحكم» ، با هویت های كدر و موزاییكی و مواضع اختلاطی وپیوندی مواجه شده است؛ این عنصر حقیقت محور، با تكثر حقایق مواجه شده است؛ این محصور شده در فضا و مكان، با فشردگی زمان و مكان مواجه شده است؛
"این مسلمان ناب گرا، با اسلام ها و صراط ها مواجه شده است؛ این اهل حریم و حرمت، با فروپاشی حریم ها و حرمت ها مواجه شده است؛ این انسان انسداد/ بستارگرای معرفتی- ارزشی، با فتح باب ها و تسخیر حصار ها مواجه شده است؛ این مرید و رهرو فراگفتمان های جهان شمول، با خرده گفتمان های محلی مواجه شده است؛ این خواهان اصالت و ثبات فرهنگی، با بحران اصالت ها و ثبات ها و مطلق ها مواجه شده است؛ این انگاره پرداز «دیوار» ، با عصر هم كناری، عصر نزدیك و دور، عصر نزدیك هم بودن، عصر پراكندگی و تفرق و عصر قدرت انتظامی و مشرف بر حیات مواجه شده است؛
این مستغرق در «گذشته» با تبدیل زمان كرونولوژیك به «حالِ» بی پایان مواجه شده است؛ این پاسدار اقتدارِ مرجع واحد و مطلق، با تكثر مرجع های اجتماعی و به تبع آن، با «تحول پارادوكسیكال عام گرایی و خاص گرایی» (به تعبیر رولن رابرتسون) مواجه شده است؛
این انسان دنیای محدود و ثابت و شفاف، با «دنیای دارای دگرگونی گیج كننده» ، «جهان سیال، نفوذپذیر و غیر مشخص» ، «دنیای عدم قطعیت و ابهام» ، «عصر احتمال و تصادف» ، «حال غیر قابل تحمل» ، «دنیایی فاقد حد و مرز» ، «دنیایی بزرگ و غیر قابل كنترل» ، «دنیای تضادها، ابهامات و پیچیدگی ها» مواجه شده است؛
این تولید كننده روایت بی بدیل از خویشتن، با تولید روایت های بدیل از خویشتن و تقدس «ارتداد» و «بدعت» مواجه شده است؛ این انسانی كه خویشتن خویش را وام دار اراده ای بیرون از خود می داند، با تعلق گرفتن خویشتن فرد به خود مواجه شده است؛ این انسان سنت پیشه ای كه سنت و طبیعت را هم چون چشم اندازهای نسبتاً ثابت و معین می پندارد، كه كارویژه ساختار بخشی به زندگی اجتماعی و هویت را بر عهده دارند، با استقلال فزاینده انسان از قید این دو مواجه شده است"(
تاجیك،  محمدرضا. انسان گلوبال)

این سوال مطرح می شود با كنار رفتن مرزها در فرایند جهانی شدن چگونه باید حریم ارزشی و فرهنگی را حفظ نمود؟چگونه باید از رهگذر «شناخت» آینده به «ساختن» فردایی پرداخت كه در آن امنیت هستی شناختی (هویتی) انسان و جامعه ایرانی تضمین شده باشد؟ چگونه می توان چشم فرهنگی انسان ایرانی را شست كه طور دیگر (متفاوت از گذشته) به «خود» و «دگرخود» بنگرد و طرحی نو برای آینده فرهنگی و هویتی خود دراندازد؟

بی گمان ایران جهانی شده نیز در حفظ هویت خویش، بیش از یك ایران منزوی وعقب مانده، موفق خواهد بود.. بدون جهانی شدن، ما ایرانی نیز نخواهیم ماند."جامعه ی ایرانی نیازمند تلاش برای یافتن جایگاه و منزلتی است كه بتواند خود را به عنوان موجد و معمار حوادث اتفاقیه در محیط ملی و فراملی مطرح نماید."(تاجیك،محمدرضا.جهانی شدن و هویت)

ولنتاین

تاریخ این روز بر میگردد به رم، فردی به نام سنت ولنتاین February 14,269A.D)  ) خود كشیشی در زمان كلودیوس بوده است ، در تاریخ 14 فوریه به شهادت می رسد.كلودیوس از مردان كشورش می خواسته كه به خدمت ارتش در بیایند اما مردان به دلیل وابستگی به خانواده و زندگیشان از همراهی ارتش خود داری می كردند. به همین دلیل كلودیوس دستور می دهد كه ازدواج ممنوع شود. سنت ولنتاین مخفیانه  و به دور از چشمان حكومت مراسم عقد را اجرا می كرده است.اما روزی بالاخره دستگیر می شود و سپس محكوم به مرگ می شود. هنگامی كه در زندان بوده است زندانبان به دخترش اجازه می دهد كه به دیدن ولنتاین برود و روحیه ی وی را تقویت نماید.

روزی كه ولنتاین را می كشند وی نامه ای را برای دختر زندانبان با این امضاء به جا می گذارد: "Love from your Valentine

رواج این جشن بر می گردد به قرن نوزدهم كه در اوایل به شكل دادن نوشته ای عاشقانه به معشوق و هم چنین طوری كه فرد مقابل نفهمد. با آنكه تاریخ آن بر می گردد به رم باستان اما اینك جشنی است كه در سراسر كشورها به گونه ای ممزوج فرهنگشان شده و هر كدام قوانین و آداب مخصوص خود را اجرا می كنند.مثلا در ژاپن و كره خانم ها به آقایان كاكائو می دهند و در تاریخی دیگر مردان باید از كسانی كه شكلات دریافت كرده اند شكلات سفید بدهند كه اسم آن روز را روز سفید نهاده اند و اگر مردی در روز ولنتاین هدیه ای دریافت نكرده باشد در 14 اوریل كه روز سیاه نامیده می شود باید غذای چینی با سس سیاه بخورد.

در كشورهای اروپایی مرسوم است كه كادوهای عجیب غریب و كارتهای تبریك به هم بدهند. در امریكا این جشن با آمدن انگلیسی ها به امریكاشكل گرفت. دادن گل سرخ و شكلات مرسوم است.

حتی برای این روز اسطوره هایی خلق شده است و حتی مراسم هایی برای دختران مجرد در آستانه ی ازدواج.یكی از اسطوره ها آن است كه می گویند این روز ،روز جفت یابی پرندگان است .اساطیر نوعی به سوال در مورد كیستی ؟ {"هویت" }پاسخ می دهند.استاد بهار اساطیر هر قوم را نظامی جامع و به صورت جهان شناخت و خویشتن شناسی فرد و گروه در تنظیم ارتباط فرد و جامعه با یكدیگر و این دو با طبیعت و زندگی مادی و معنوی به كار گرفته ، می داند.

جشن ولنتاین در ایران

توسعه ی رسانه ها و دسترسی به اینترنت و داشتن ماهواره در برجسته سازی اعیاد بسیار موثر است. به عنوان مثال برای جشن ولنتاین برنامه ی روز هفتم رادیو بی بی سی برنامه ای ویژه ای دارد كه در آن مخاطبان تماس می گیرند كه چگونه توانسته اند در آن روز كاری خلاقانه و هیجان انگیز انجام دهند و كادوی خود را به طرز عجیب و غریبی به معشوق دوست  و یا همسر خود بدهند.

با آنكه در رسانه های داخلی هیچ تبلیغی برای این جشن نیست اما افراد مخصوصا جوانان با توجه به گرایشات خاص خود سعی بر آن دارند كه آن روز به دوستشان كادویی بدهند و او را شادنمایند.این جشن با آنكه در كشورهای دیگر بین زن و مرد رواج دارد اما در ایران به خاطر ملاحظات مذهبی به  دو شیوه مطرح است  یكی دادن هدیه به دوست هم جنس خود و دیگری دادن كادو به دوست غیر هم جنس.  حتی در بسیاری از مغاز ها فروش فوق العاده و تخفیف ویژه برای این جشن در نظر گرفته شده است.

با توجه به ابعاد مختلف هویت ملی در اینجا می توان گفت كه این جشن از مرز جغرافیایی خود در جریان جهانی شدن خارج شده و با این حال در فرهنگ و جامعه ای دیگر هر چند به عنوان یك جشن غیر رسمی اما به شكلی مرسوم ظاهر می شود .

با آنكه حوزه ی رسانه هایی چون رادیو تلویزیون حمایتی از این جشن ندارنداما در كل جشنی رایج می باشد.

در فرایند انتقال فرهنگی  می بینیم هر فرهنگی با توجه به داشته های خود آن اعیاد و مراسمی كه با فرهنگ خود سازگاری دارد، بر می گزیند و یا در فرایندی همانند سازی از آن جشن را به وجود می آورد.

در این جا به این سوال بر می گردیم آیا با ورود جشن های دیگر فرهنگ ها هویت ملی دچار بحران می شود؟ همانطور كه در این مقاله بحث شد نوعی نسبی كردن در مفاهیم فرهنگی پیش آمده است و فرهنگ های خاص به هم نزدیك شده و فرهنگ های عام را پدید می آورند . هویت و هویت ملی هم از مفاهیمی هستند كه دستخوش تغییراتی در این راستا شده اند. دیگر به راحتی نمی توان تمام عناصری كه در تعریف هویت ملی آوردیم برای مراسم و اعیاد به طور دقیق و كاملا ایرانی برشمریم.شاید بتوان برای تشریح ملموس تر از بریكولاژ فرهنگی نام برد به این معنا كه " كنش گران به ویژه در جوامع معاصر یك هویت یكپارچه كه تنها برگرفته از یك اجتماع ،قومیت یا ملیت واحد باشد،ندارند ،بلكه آنان می كوشند همچون بریكولورها آن چه را می پسندند ، از اجتماعات ،قومیت ها و ملیت ها های مختلف جمع كنند و در درون خود تركیبی خاص از آنها به وجود آورند".

 وقتی سخن از مدرنیته به میان می آید كالاهای فرهنگی غرب هم از نوعی سلطه در این موازنه ی داد و ستدی فرهنگی قرار می گیرند. برای مثال وقتی قاشق زنی كه در مراسم چهارشنبه سوری در ایران باب است اهمیت میابد كه آنرا به نحوی دیگر در مراسم هالووین می بینیم با آنكه در فرهنگ ایرانی ما چنین مراسمی بوده است. اما همین جشن سنتی چون اینك نشانه ای از مدرنیته دارد اهمیت خاص خود را می گیرد.جهانی شدن باامدن خود ،فضایی فراسوی مدرنیته گشوده است.

فرهنگ ها از ظرفیت های استفاده نشده ای برخوردارند كه به هنگام برخورد با فرهنگ های دیگر می توانند از آن ظرفیت های بالقوه استفاده نمایند .با تاثیرات جهانی فرهنگ ها بر هم  یك مراسم گرامیداشت در رم تبدیل به یكی از جشن های جهانی می شود كه گستره ای به وسعت تمام قاره ها میابد.

تكثرهای هویتی و غیر مركزی شدن هویت ها  به مرور لایه های جدیدی از "فراهویت ها" را به وجود می آورند. این فراهویت به  انسان تحدید شده اجازه ی ورود به عرصه های بزرگ تر را می دهد . پس اینك مفاهیم قدیم در ظرفی نوین برای ما معنا میابد(مانند مفهوم هویت).

با آنكه بسیاری از ابعاد هویت ملی را در این اعیاد نمی توان یافت اما ایرانی كردن جشن ولنتاین باعث ماندگاری آن در فرهنگ ایرانی و رشد و بسط دادن آن می شود.

منابع:

تاجیك،محمدرضا. انسان گلوبال.

تاجیك،محمدرضا. جهانی شدن و هویت.

دهشیری، محمدرضا. جهانی شدن و هویت

عاملی، سعیدرضا. دو جهانی شدن ها و آینده ی هویت های هم زمان.

علیخانی ،علی اكبر. هویت و بحران هویت،به اهتمام ،مركز مطالعات جوانان و مناسبات نسلی

كوثری،مسعود. جهانی شدن ، هویت و بریكولاژ فرهنگی.

گیدنز، آنتونی. جامعه شناسی. ترجمه ی منوچهر صبوری، نشر نی

خودكاوی ملی در عصر جهانی شدن،مجموعه مقالات

http://ayandehnegar.org

http://en.wikipedia.org/wiki/Valentine's_Day

 

 

 

 

 

نظرات() 

لباس و مد در جهانی شدن

سه شنبه 11 بهمن 1384

نویسنده: معصومه شهبندی | طبقه بندی:جهانی شدن، 

یا حق

جهانی شدن ارتباطات – دکتر عاملی

جهانی شدن و لباس

 

*** آیا روند جهانی شدن بر  نوع لباس پوشیدن و انتخاب های مردم اثر گذار هست یا نه ، به طور خاص در ایران و فرهنگ ایرانی چه تاثیری داشته است  ؟

یکی از مهمترین  مقوله های که تحت تاثیر جهانی شدن قرار گرفته است پوشش لباس مردم و مد گرایی می باشد ، با اینکه این ، یک اثر ملموس و بصری  ِ جهانی شدن می باشد ، در جامعه ایران مورد توجه چندانی قرار نگرفته است و جاهایی هم  که گه گاه در  مورد آن سخنی به میان آمده است به دلیل محدودیت هایی که در پوشش ایرانی با توجه دین و مذهب وجود دارد می باشد. حتی زمانی که بحث لباس ملی و مد در کمیسیون فرهنگی مجلس مطرح  شد ، نه به دلیل توجه به روند جهانی شدن و اثر رسانه های غربی بر نوع پوشش بلکه به دلیل محدودیت های دینی و منافاتی که با آن داشته ، بوده است.

ابتدا باید چند مفهوم کلیدی که در این مقاله در مورد آن ها حرف زده شده است را تعریف کرد:

1.      فرهنگ

همه‌ی معناهای مختلف فرهنگ از واژه‌ی لاتینی Cultivate ریشه می‌گیرند. خود این واژه هم معناهای متعددی دارد كه كشت و زرع زمین و پرورش (زنبور عسل، ماهی، كرم ابریشم و …) از جمله‌ی آنهاست .فرهنگ نه چنان یک شیوه‌ی زندگی متمایزكننده‌ی انسان از حیوانات دیگر، بلکه یک شیوه‌ی زندگی جمعیتی معین و متمایزكننده‌ی گروه‌ها و اجتماع‌های مختلف از یكدیگر است. (گل محمدی ، 2005 )بنابراین می‌توانیم از فرهنگ یک جماعت، یک ملت، یک قبیله، یک گروه مذهبی و یا حتی یک قاره سخن بگوییم. از این منظر، هر فرد خاص محصول فرهنگی خاص است كه در آن زندگی می‌كند و  امروزه این زندگی تنها در بعد مکانی معنا نمی یابد بلکه بعد مجازی ای هم یافته است که به وسیله گسترش ارتباطات از طریق رسانه ها تقویت می شود. به عقیده گلنر[1][1] یک اجتماع بخشی از جمعیت یک نوع (انسان) است كه هر چند با همنوع‌های خود در خصوصیات منتقل شده به صورت ژنتیكی شریك هستند، اما به واسطه‌ی برخی ویژگی‌های اضافی از آن جمعیت گسترده‌تر متمایز می‌شوند.فرهنگ به شیوه زندگی اعضا یک جامعه معین - عادات و رسوم آنها ، همراه با کالاهای مادی که تولید می کنند- مربوط می شود ( گیدنز ، 56:1989 ) و با توجه به این تعریف لباس هم جزیی از آداب و رسوم می باشد و هم اینکه در بخش تولید کالای مادی جای می گیرد .

2.      لباس

انسان های اولیه از برگ و پوست حیوانات و ..برای پوشاندن تن خود و همچنین  حفاظت در برابر سرما و گرما استفاده می کردند . به مرور زمان از آنجایی که ذوق هنری و زیبایی  شناسی انسان بر خیلی از اجزاء پیرامونی اش موثر بوده است پوشش و لباس نیز از این امر مبرا نبوده و نقش این زیبایی شناختی و هنر، تجلی گاهش لباسی شد که همیشه همراه انسان بود .

آب و هوا ، کار و پیشه و جنگ و تحولات اجتماعی از عوامل موثر در لباس بوده است ( مشیر پور 17:1345) . به غیر از این عناصر نقش مراسم سنتی و فرهنگی نظیر مناسک مذهبی ، جشن ها و سوگواری ها در نوع و شکل و حتی رنگ پوشاک نیز ، بی تاثیر نیست ( متین ،12:1383)

بشر در زندگی اجتماعی خود ، به منظور ایجاد ارتباط و رساندن پیام دلخواه از " نشانه " هایی استفاده می کند .یکی از مشهود ترین این نشانه ها پوشاک است که زبان خاص خود را دارد و از ابزار های کارآمد و موثر در پیشبرد هر گونه هویت سازی و هویت پردازی می باشد ( متین ،47:1383)

هویت به عنوان یک مفهوم ارتباطی که وسیله ای برای شناخت تشابه ها و تفاوت ها است ، به ریشه های زندگی و روش ها و منش ها که با آنها زندگی می کنیم گره خورده است (عاملی ،44:1383) لباس در این متن می شود نمود بصری از هویت فرد .

هر فرد با توجه به نوع بینش و تفکر خود  پوششی را می پسندد ، سلیقه ها متفاوت است . به مرور زمان این امر بیشتر نمود یافت ، بدین معنا که هر صنف ، گروه و طبقه با توجه به بینش و تفکر  برای خود تیپ خاصی پیدا کردند . لباس نمودی از فرهنگ فرد شد.

حالا دیگر هدف از پوشش لباس تنها حفاظت نیست بلکه به غیر از بعد زیبایی نشانگر شخصیت و هویت افراد هم می باشد و به نوعی می توان گفت طبقه اجتماعی ، قدرت و نفوذ افراد را با زبان فصیح و شیوا پوشاک می توان  فهمید .

3.      مد و مد گرایی

مد امری پویا و مبتکرانه است و معمولا سبك‌هایی را از فرهنگ‌های گوناگون وام می‌گیرد در گذشته این گونه بوده است که طبقات متمول مد را ایجاد می کرد و طبقات فرودست مد را تقلید می کرد.طبقات ثروتمند برای اینکه تفکیکی از طبقات فرودست داشته باشد دائم در حال تغییر و تحول مد بودند."به عقیده زیمل : مد هم میل به گرد هم آمدن و اجتماع با دیگران را ارضاء  می کند و هم میل به جدایی و ممتاز بودن از دیگران را "( استوتزل،285:1354)

در نگاهی بدبینانه، اکنون در سطح جهان مد به گونه ای درآمده است که طبقات متمول جای خود را به کشورهای توسعه یافته داده اند و طبقات فرودست به کشورهای در حال توسعه.

ایران هم در این میان به عنوان کشوری درحال رشد، همان گونه که در عرصه های فرهنگی از کشورهای توسعه یافته تقلید می کند، در عرصه مد هم به تقلید از این کشورها می پردازد.

با توجه به تعاریف ارائه داده شده لباس جزئی از فرهنگ می باشد ، مدی که رواج می یابد می تواند نمودی از فرهنگ باشد حال خودی یا غیر خودی .

جهانی شدن ـ كه جهانی شدن فرهنگی جزء اصلی و جدایی‌ناپذیر آن است ـ نوعی فرایند و تحول دیالكتیكی را سبب می‌شود. در این بین جایگاه کشورهای مختلف متفاوت است (گل محمدی ، 2005)، برخی فرهنگ‌ها به آسانی در برابر فرهنگ جهانی با فرهنگ‌های دیگر مستحیل می‌شوند. برخی دیگر موضعی سرسختانه و ستیزآمیز نسبت به فرهنگ مهاجم اتخاذ می‌كنند. شماری از فرهنگ‌ها به همزیستی مسالمت‌آمیز تن می‌دهند و تعدادی هم گفت‌وگو و تبادل فرهنگ را گریزناپذیر می‌دانند.

در برخی از کشور ها افراد دائما در حال قرض گرفتن و تقلید هستند ، نوع پوشش و لباس آنها را تنها شیوه غربی و به بیانی امریکایی شدن در بر گرفته است و برخی با وجود همه سختی هایی که فرهنگ کهن دارد به آن چسبیده و آن را رها نمی کنند .نوع خاص پوشش هایی که در قبایل وجود دارد با همه سختی و مشکل بودن هنوز پابند آن هستند . در این بین حالت میانه ای نیز وجود دارد که ترکیبی می باشد مثلا مدل و نوع آن را از یک فرهنگ دیگر می گیرند و با فرهنگ خود ترکیب می کنند . مثل ابریشم بافی های روسری های ایتالیایی که با زر بافی و نقش ترمه فرهنگ ایرانی ترکیب شده و مدل جدیدی را به وجود آورده است

عمق و تاریخ فرهنگ کشورها در به وجود آمدن انواع موضعگیری ها بی تاثیر نیست . البته تنها داشتن قدمت تاریخی و اجتماعی کافی نیست . فرهنگ هر اندازه هم که اصیل باشد اگر همراه با شناخت و خود آگاهی نباشد اهمیتی ندارد ." ارتباط اجتماعی منشاء فرهنگ است "( ساروخانی ،29:1382) در نتیجه ، رشد ارتباط اجتماعی برای تعالی و شکوفایی فرهنگ لازم است.

فرایند جهانی شدن ، از طریق یک شبکه ارتباطی جهان گستر و یک حوزه عمومی مجازی ناشی از آن ، فضا ها و امکان های جدیدی برای نقد تعریف رسمی از هویت ملی و باز تعریف آن و تقویت خود آگاهی هویتی بدیل فراهم می کند ( گل محمدی 80:1383) . حال اگر فرد در جریان این فرایند از یک طرف با عناصر فرهنگی و هویت خود کمتر مواجه شود و از سوی دیگر با سیلی از تعاریف جالب و بسیط فرهنگ دیگری مواجه شود ، خود آگاهی اش نسبت به فرهنگ خودی کم می شود و انتخاب دیگری نه به دلیل مقایسه بلکه به دلیل فزونی تعاریف است .

تهاجم فرهنگی و زیر پا گذاشتن هر آنچه قدیمی و مربوط به فرهنگ کهن می باشد محصول همین نداشتن خودآگاهی و شناخت است .

به طور خاص در ایران که از یک طرف دارای فرهنگی کهن و اصیل می باشد و از طرفی دیگر آگاهی نسبت به این فرهنگ کم می باشد باعث شده امروزه تنها یک نام از آن فرهنگی که همه آن را اصیل می دانند باقی بماند .

خانم پریدخت عابدی نژاد یکی از طراحان لباس در ایران در مورد همین موضوع می گوید:" طرحهای ما ابتکاری و بر اساس الگوهای سنتی ایرانی است اما مسئله اینجاست که نگاه ما به الگوهای سنتی، نگاهی غربی است.قومیتهای مختلفی در ایران زندگی می کنند و الگوهای پوششی بسیار متنوعی دارند، اما این الگوهای پوششی را ابتدا غربیها کشف کرده اند و این کشف آنها بود که توجه ما را جلب کرده است "

مثلا در بعد لباس ، پارچه هایی با بافت درشت از قدیم در ایران وجود داشته است( مثل کرباس ) ولی نسل جوان آن را نمی پسندد تا اینکه این نوع پارچه بافی در غرب رواج می یابد و در مرحله بعد که وارد ایران می شود توسط همین نسل جوان مورد توجه قرار می گیرد.

عنصر مهم در مد تبلیغ و همه گیر کردن آن است که رسانه های غربی در این زمینه خیلی موفق بوده اند و دوباره بحث بازمی گردد به ارتباطات ، سرعت و تکنولوژی هایی که استفاده می شود . هر قدر صاحبان صنایع ریز بینانه تر و غیر مستقیم به این موضوع نگاه کنند اثر بخشی آن بالا تر می رود .به نظر من رمز توجه جوانان به مد ها و طرح لباس های غربی به چند عامل اصلی باز می گردد:

1.   مهمترین و اولین موضوع همان نحوه ارائه آن می باشد .وقتی لباسی تحت عنوان لباس ملی و اجباری مطرح می شود ، هر اندازه هم که منطبق با فرهنگ اصیل ایرانی باشد نوعی موضع گیری در پی دارد .

2.   تبلیغ درون گروهی : علاوه بر رسانه ، دیدن و رواج یافتن دو عنصر متاثر از همدیگر هستند مد و طرح های لباس به طور مستقیم تبلیغ نمی شوند بلکه با دیدن بر تن دیگران است که رواج می یابند و این اثر گذاری زمانی که لباس بر تن یک شخص مهم ، ستاره و قهرمان باشد چندین برابر می شود .

3.   بر چسب زنی : برای تمیز خود از دیگری ، در راستای خواست خود بیان گری و کمتر در راستای خود آگاه گری و نیز در پاسخ به تعلق داشتن به یک خرده فرهنگ و یا مجموعه ای از خرده فرهنگ ها به کار می رود .(کلارک ،2005) در اینجاست که دیگر لباسی که علامت NIKE  دارد تنها به خاطر پوشش و کفیت خریداری نمی شود ، بلکه لباس می شود بیان و برچسب سبک زندگی نوع تفکر و اندیشه .

4.   میزان دسترسی و قیمت : وقتی در جهان امروز که اقتصاد جهانی شکل گرفته ، افراد خیلی راحت به مدل های غربی دسترسی دارند که از کیفیت بالایی هم بر خوردار می باشند دلیلی ندارد که به مدل های ایرانی که قیمت های هنگفت و میزان دسترسی پایین هم دارند روی بیاورند .

 نکته جالب این است محصولات با کفیت بالای  ایرانی نیز نام هایی خارجی استفاده می کنند: پوشاک ال‌سی‌من (LC MAN)[2][2] از جمله این تولیدی‌هاست.

امروزه با به وجود آمدن شرکت های  چند ملیتی و دست یابی به تکنولوژی های پیشرفته روز محصولاتی تولید و در سطح  جهان توزیع می شوند که دسترسی را بر همگان آسوده کرده اند . مثلا جین یکی از این بزرگترین تولید کنند گان می باشد .

سیال و متغیر بودن فرهنگ دال بر این است كه فرهنگ‌ها ساخته می‌شوند. به بیان دیگر فرهنگ‌ها به واسطه‌ی قرض گرفتن، تركیب، بازكشف و باز تفسیر کردن در جریان كنش‌ها و اندركنش‌های افراد و گروه‌ها ساخته می‌شوند.

فرهنگ پذیری ، پدیده ای مهم در جامعه مدرن است . وقتی فرهنگ ها در هم آمیخته می شوند مردم برخی از ویژگی های فرهنگی را از فرهنگ غیر و برخی را از فرهنگ خودشان کسب می کنند اگر اثرات فرهنگ ها متناقض باشد برخی از فعل و انفعالات ، فشار روانی ایجاد می کند (هری.س،117:1383) یکی از عناصر که بر مدل های لباس و نحوه پوشش مردم  ایران خیلی موثر است . دین و اجباری بودن برخی از محدودیت های پوشش است . که همین  به نوعی بر جهانی – محلی شدن  مدل ها اثر بخش بوده و همچنین تنوع و خلاقیت خاصی را ه به وجود آورده است .

فشار دولت و حکومت بر نحوه پوشش به خصوص در مورد خانم ها باعث شده مدل های غربی  تحت لوای خاصی تجلی پیدا کنند . فرد مد جدید را از فرهنگ غربی می گیرد و با وجود تناقضاتی که در فرهنگ و مذهب ایرانی و اسلامی وجود دارد تغییراتی در آن ایجاد می کند تا هم فشار روانی را کاهش دهد و هم از این مد استفاده کند .

فرهنگ مدام در حال تغییر است و فرهنگی دوام می آورد که کا رآمد باشد به طوری که با مرور زمان و نا کارآمدی آن سنت ها شکسته می شوند و نوعی دیگر بروز می کنند . البته با همه کارآمدی این نکته به خصوص در مورد لباس نباید فراموش کرد که انسان موجودی تنوع طلب است و همیشه در جستجوی تازه ها می باشد .

جان تاملینسون عناصر اصلی جهانی شدن را بر بستری قرار می دهد که آن را " سیاق فرهنگی " می نامد . به گفته وی " جهانی شدن شبکه ای به سرعت گسترش یابنده و همیشه متراکم شونده از  پیوند های متقابل و وابستگی های متقابل است که وجه مشخصه ی زندگی اجتماعی مدرن به شمار می رود." در این دیدگاه فرهنگ را مجموعه راه هایی می داند که در آنها مردم به طور فردی و جمعی از طریق ارتباط با یکدیگر ، به زندگی خود معنا بخشند . با وجود رسانه ها روند این ارتباطات سرعت می یابد .

نکته مهم این است که در جریان این ارتباط متقابل آنکه قدرت بیشتری داشته باشد پیروز است و مباحت امپریالیسم و به ویژه امپریالیسم فرهنگی در این جا مطرح می شود . ولی از دهه هفتاد به  بعد با تغییرات تکنولوژیک و ارتباطاتی ، دنیا به سمت تکثر و فزونی رسانه ها در حال حرکت است و راه های آگاهی ، شناخت و بازتولید فرهنگی زیاد شده است به گونه ای که نوعی وارونگی امپریالیسم [3][3] در حال شکل گیری است . و در نگاهی خوشبینانه در آینده تعامل فرهنگی جایگزین سلطه فرهنگی خواهد شد .

با مطالعه تاریخ لباس در جهان به وضوح می توان درک کرد هر کجا که تقابل فرهنگی روی داده است در پی آن تغییراتی در لباس و پوشش هم به وجود آمده است . البته این تغییرات در کشوری که ضعیف تر بوده بیشتر نمود یافته است .زمانی که اعراب مسلمان تمامی خاورمیانه و شرق اروپا و شمال افریقا را تسخیر کردند ، زمانی که روم دنیا را تسخیر کرد و یا زمانی که قدرت در دست فرانسه بود که مدل های فرانسوی رواج زیادی یافت . پس از جنگ جهانی دوم لباس های امریکایی .(کاکس و دیگران ،1888)و در دنیای امروز هم این روند ادامه دارد ولی نه از طریق تسخیر و جنگ و به طور مستقیم سلطه یافتن بلکه ، رشد فناوری‌های رسانه‌ای موجب شده است امواج رسانه‌ای مرزهای متعارف جغرافیایی و فرهنگی را درنوردند و مخاطبان سراسر جهان را همواره در معرض پیام‌های فرهنگی متعارض قرار دهند. ( شاه محمدی ) از طریق جنگ رسانه ای و توسعه ارتباطات . کسی پیروز است که خود را بیشتر بازنمایی کند و آنکه در این عرصه ضعیف است به مرور زمان از یاد می رود .وقتی در گذشته فقط مراکز شهر ها هستند که پذیرنده فرهنگ هجوم و سلطه اند . به گونه ای که حتی در حومه شهر ها اغلب سنت ها محفوظ می ماند (میر غفوری ، 171:1373) امروزه با گسترش ارتباط دیگر جغرافیا و مکان از لحاظ مسافت عامل عدم تغییر نیست .دور ترین نقاط هم می تواند از ایت روند تاثیر بپذیرد .

در دنیای امروز که ارتباطات تا این حد گسترش یافته است ، نمی توان از رواج مدل های غربی در جامعه خودداری کرد -  البته نفس این عمل یعنی خودداری کردن اشتباه می باشد – به شرطی که این انتخاب توام با مقایسه باشد . یعنی افراد ابتدا به سنت ها و روش های خود آگاه باشند و بعد در مقام مقایسه ،  فرهنگ و لباسی را برتر بدانند . به عبارتی هویت و فرهنگ و آداب و رسوم خود( ایرانی ) نیز در این بریکولاژ[4][4] فرهنگی جایگاهی داشته باشد .یک بریکولاژ دائمی فرهنگی در اثر زیاد شدن ارتباطات فیزیکی و الکترونیکی به وجود آمده است (کوثری 143:1383)

به نظر نویسنده مقاله به غیر از تبلیغ خوب و دسترسی آسان به مدل های غربی ، ندادن تعریف روشن و شفاف از فرهنگ و زیبایی طرح های لباس های ایرانی از یک طرف و به روز نکردن و استفاده طرح های سنتی در مد های روز از سوی دیگر در انتخاب و رجحان دادن مدل های غربی موثر است.

البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد دنیا به سمت سهل انگاری و آسودگی در حال حرکت است و چیزی  باقی می ماند که آسان تر و راحت تر باشد . به معنا دیگر یعنی بشر یه سویی سوق می یابد که از لحاظ عقلی ، راحتی را در آن ببیند .

در انتها می توان نتیجه گرفت ورود مدل های جدید به جامعه اشتباه نیست به شرطی که آگاهانه و کنترل شده باشد و از سوی دیگر موجبات فراموشی کامل فرهنگ کهن پوشش و لباس ایرانی را فراهم نکند .

می توان با گرفتن مدل ها ترکیب و استفاده از سبک و طرح قدیمی طرحی نو زد.

همانطور که کشور های توسعه یافته در جهت بازتولید فرهنگ پوشش و لباس خود گام بر می دارند و حتی گاه با جستجو در فرهنگ های جهان سوم و یافتن مدل های ناب و زیبا آن ها را با نام خود باز تولید می کنند و به همان جوامع تحویل می دهند ، جای کار دارد که ایران خود به تحقیقی عظیم دست بزند و با تولید انبوه و دوباره ، هم نیاز جامعه خود را تامین کند و هم در جهت توسعه آن به کشور های غربی گام بردارد و در این روند جهانی شدن ، رشد رسانه ها و ارتباطات از عرصه رقابت عقب نماند.

 

منابع :

-          استوتزل ، ژان (1354.)روان شناسی اجتماعی،  ترجمه دکتر علی محمد کاردان ، تهران : دانشگاه تهران

-          ساروخانی ، باقر ( 1382) جامعه شناسی ارتباطات ، تهران : انتشارات اطلاعات

-          شاه محمدی ،عبدالرضا، فصلنامه پژوهش و سنجش، سال11،اقتباس از: سایت باشگاه اندیشه 

-          شریعت پناهی ف سید حسام  الدین (1372) اروپائیان و لباس ایرانیان ، تهران : نشر قومس

-     عاملی ، سعید رضا (1383) دو جهانی شدن ها و آینده هویت های هم زمان ، هویت ملی و جهانی شدن، تهران: موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی

-          کاکس، ویل . ترنر ، روت ( 1888) تاریخ لباس ، ترجمه شیرین بزرگمهر ، چاپ سوم ، تهران : نشر توس 

-     کلارک،لین اسکافیلد(2005) ظهور برچسب ِ شیوه زندگی دینی ؛مجلات مد ،مهمانی های بهانگرا ،موسیقی مردم پسند مسلمانان ، همایش دین و رسانه

-          کوثری ، مسعود (1383) جهانی شدن ، هویت و بریکولاژ فرهنگی ، هویت ملی و جهانی شدن ، تهران: موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی

-     گل محمدی ، احمد ( 1383)گفتمان های هویت ساز در عصر جهانی شدن ، هویت ملی و جهانی شدن ، تهران : موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی

-          گل محمدی ، احمد (2005) فرهنگی شدن جهان ، http://ayandehnegar.org

-          گیدنز، آنتونی (1989) جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری ، چاپ سیزدهم ،تهران :نشر نی

-          متین ، پیمان (1383)پوشاک هویت قومی و ملی ،مطالعات ملی،شماره3

-          متین ، پیمان ( 1383) پوشاک ایرانیان – از ایران چه می دانم ؟ ، تهران : دفتر پژوهش های فرهنگی تهران

-          مشیر پور ، میر محمد (1345) تاریخ تحول لباس در ایران از آغاز تا اسلام ، انتشارات زوار و پسران، مشهد

-          هری .س . تری یاندیس (1383) فرهنگ و رفتار اجتماعی ، ترجمه نصرت فتی ،تهران : نشر رسانش

-

نظرات() 

شهروندی و جهانی شدن

یکشنبه 11 دی 1384

نویسنده: معصومه شهبندی | طبقه بندی:جهانی شدن، 

یا حق

جهانی شدن ارتباطات - دکتر عاملی

Masom.sh@gmail.com

 

گستره ی عمومی و شهروند مجازی

*** گستره ی عمومی با شهروند ی چه ارتباطی دارد و دنیای مجاز چه تغییراتی در آن را منجر شده است   ؟؟؟

گستره ی عمومی آنچنان که از نامش بر می آید حوزه وسیعی دارد که به مرور زمان نیز دچار تغییرات زیادی شده است و روند رو به رشد ارتباطات در گسترش آن بی تاثیر نبوده است . هابر ماس گستره ی عمومی را در شرایط آرمانی قلمرویی از حیات اجتماعی می داند که تبادل اطلاعات و عقاید و دیدگاه ها درباره مسائل مورد توجه و حساسیت عمومی و در نتیجه گیری افکار عمومی در هر زمینه ای ، در آن قلمرو صورت می گیرد . گستره عمومی وقتی به وقوع می پیوندد که شهروندان بنابر حق گردهمایی و معاشرت خود ، در زمره عناصری اجتماعی به بحث درباره مسائل روز ، به ویژه موضوعات سیاسی ، بپردازند .( تلویزیون و گستره عمومی 1380:18) پس می توان یکی از حقوق مسلم شهروندی را حضور در گستره ی عمومی دانست .

ابتدا زمانی که بحث از این گستره عمومی می شد آنچنان که در یونان باستان مطرح شده ، حرف از جمع شدن در یک فضا و مکان مشخص بود ه است . فضایی از شهر .

شهر یکی از انواع مجتمع های زیستی،  متمرکز ترین نقاط استفاده بشر از زمین هستند(صالحی 1379:182 ) . ولی امروزه این حق شهروندی- گردهمایی و گفتگو تنها در بعد زمانی و مکانی خاص مطرح نیست . دو فضایی شدن جهان و رشد روز افزون فضای مجازی حوزه گستره عمومی را به طور چشمگیری افزایش داده است .

حوزه عمومی عبارت است از فضا ، مکان  ، ابزار و محتوای گفتگو ها در مورد مصالح و منافع شهروندی.(منتظر قائم ، 1383) با توجه به این تعریف اینترنت و دنیای مجاز فضا ، مکان ، ابزار و محتوا را شامل می شود برای گفتگو ، هم در جهت رشد شهروندی در دنیای واقعی و هم به وجود آورنده یک نوع شهروندی مجازی می باشد .

در دنیای حقیقی هر قدر هم تلاش در گسترش گستره عمومی داشته باشیم وسعت و بعدی را که دنیای مجاز می دهد را نمی توانیم به دست بیاوریم .

" آزموند " در سال 1975 به دو نوع کیفیت فضایی تحت عنوان " گرد هم آورنده " و " پراکنده کننده " اشاره می نماید . " گردهم آورنده " به معنی هموار کننده ارتباطات اجتماعی ،برای موارد ی بکار می رود که ویژگی های معماری جغرافیایی فضا ، راه برقرار شدن روابط اجتماعی را هموار می سازد . " پراکنده کننده " به معنی کیفیتی از جغرافیا یا معماری فضا است ، که از برقرار شدن روابط اجتماعی ثابت ، ممانعت می کند ( مرتضوی 1367:76 )

دنیای مجاز نیز به این صورت می باشد :

از یک سو منجر به کم شدن اجتماعات در دنیای واقعی و بی تفاوتی شهروندان به اینگونه تجمعات بشود و از جهتی دیگر خاصیت گرد هم آورند گی ای  دارد می تواند ظرفیت شهروندی جهانی را افزایش بدهد.

 به طور مثال دیگر برای دفاع از موضوعی  و بحث در مورد آن افراد به خیابان ها و تجمع برای اعتراض روی نمی آورند بلکه اعتراض می تواند در فضای مجازی نمود بیشتری یابد . زمانی که نام خلیج فارس در نقشه عوض شده بود ، اعتراض در سایت ها و وبلاگ ها و ....

شهروندی جهانی به عنوان نوع خاصی از شهروندی است كه ریشه در عوامل فرا شهروندی دارد، شهروندی كه مرز جغرافیائی ندارد. شهروندی كه مثلا متكی بر عواملی چون نژاد، جنسیت، طبقه اجتماعی و .. است. بعنوان مثال سیاه پوستی كه در آمریكا زندگی می كند، ممكن است تعلقات شهروندی او متعلق به آفریقا باشد. و یا عوامل جهانی مثل حقوق بشر و یا دموكراسی جهانی، مرجع دیگر در كنار شهروندی های قانونی بوجود آورد.( عاملی ،1384 )  این پیوند نیازمند ابزاری است ، آن ابزار می تواند اینتر نت باشد .

در حالتی خاص تر حتی فضای مجازی را میتوان با مدل  "آزموند "اینگونه تقسیم بندی کرد ، بعضی از فضا ها در اینترنت مثل مکان های عمومی عمل می کنند که خیلی حالت گفتگویی دارند و روابط اجتماعی را گسترش می دهند . در واضح ترین نمود آن chat room , club  و در حالت های دیگر صفحه های که امکان گذاشتن کامنت وجود دارد به عنوان مثال وبلاگ . صفحاتی که امکان اظهار نظر بر آنها وجود دارد روابط اجتماعی را گسترش می دهند .همان معماری فضا که آزموند می گوید(گردهم آورنده ) و برخی از صفحه ها تنها مکانی برای خواندن و عبور هستند ( پراکنده کننده )

 شهروندی در این عرصه ها هویتی را شکل می دهد و حقوقی را طبق شکل گیری این هویت به فرد می دهد .

دریک دید کلی می توان گفت  رشد روز افزون دنیای مجاز ، شهروندی مجازی را هم منجر شده است و در این دنیا همچون دنیای واقعی که گستره عمومی ای دارد که افراد روابط اجتماعی شان بنا بر گسترش و رشد آن تغییر می کند ، گستره عمومی را شامل می شود . به عبارت دیگر دنیای مجاز هم گستره عمومی شهروندی مجازی را منجر می شود و هم اینکه باعث رشد گستره عمومی دنیای واقعی می شود .

 

                                                                                 

 

 

 

 

 

منابع :

کوثری ، مسعود  و نجاتی حسینی ، سید محمود (1379) ، مشارکت فرهنگی ،انتشارات آن ، تهران

دالگرن، پیتر (1380)،  تلویزیون و گستره عمومی ، انتشارات سروش ، تهران

مرتضوی ، شهرناز (1367) ،  روانشناسی محیط ، انتشارات شهید بهشتی ، تهران

 

 

نظرات() 

شهروندی و دو جهانی شدن

پنجشنبه 8 دی 1384

نویسنده: مطهره آخوندی | طبقه بندی:جهانی شدن، 

جهانی شدن با تاكید بر مفهوم شهروندی

      مطهره آخوندی

 SAYE.PARVANE@GMAIL.COM

من در این مقاله در صدد بیان توضیح جامعه سایبر و واقعی و تفاوت مفهموم شهروندی در این دو هستم. "به تعبیر مالكوم واترز، «جهانی‌شدن فرآیند اجتماعی‌ای است كه در آن قیدوبندهای جغرافیایی كه بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افكنده است‌، از بین می‌رود و مردم به‌طور فزاینده‌ای از كاهش این قید و بندها آگاه می‌شوند»." ما در روند و پروسه ی جهانی شدن با نزدیك شدن مرزها و ادغام مواجهیم در حالیكه وحدانیت بی معناست .با نزدیك شدن ،دیگر مفاهیم گذشته با معنای ساخته شده جوابگو این جامعه ی جهانی نیست یكی از این مفاهیم ، شهروندی است. به لحاظ مفهومی، شهروندی عبارت است از عضویت در جامعه ملی كه موجب بوجود آمدن مجموعه ای از حقوق برابر مبتنی بر عدالت در یك جامعه می شود (كوهن و كندی، 2000:82). در ذهن ما شهروندی با تعلق به مكان و فضای و دوره ی زمانی مشخص پیوند خورده است اما در جامعه ی جهانی شهروندی مفهومی فراتر از مرزها ی یك دولت_ملت میابد. وجود نظام شهروندی است كه به جامعه ای هویت سیاسی و اجتماعی می بخشد. اینك باید شاخص های جدیدی برای تعریف شهروندی بیان كنیم.در مقابل گسترش شهرنشینی كه خود باید بدلیل بالا رفتن آگاهی و فرهنگ صورت پذیرد در راستای جهان واقعی (خارجی) پا به پای آن شاهد ظهور و حتی رشد جامعه ی مجازی هستیم. تشكیل جامعه ی سایبركه همانا ادعایی از حضور دو عرصه مجازی و واقعی در كنار هم هستند. همانطور كه از دو جهانی شدن سخن به میان می آید . در این هنگام مفاهیم جدید نیز شكل می گیرد." جهان اول با خصیصه جغرافیا داشتن، از نظام سیاسی مبتنی بر دولت‌ ـ‌ ملت برخوردار بودن، طبیعی ـ صنعتی بودن، محسوس بودن و معطوف به احساس قدیمی‌تر بودن از جهان دوم قابل متمایز است. جهان دوم نیز با خصیصه‌هایی مثل بی‌مكانی، فرازمان بودن، صنعتی بودن محض، عدم محدودیت به قوانین مدنی متكی بر دولت ـ ملت‌ها، از معرفت‌شناسی تغییر شكل یافته‌ پسا مدرن برخوردار بودن، قابل دسترسی بودن همزمان، روی فضا بودن و برخورداری از فضاهای فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی و سیاسی جدید از جهان اول بصورت نسبی جدا می‌شود." با روند جهانی كه پیامدهاییی چون كوچك كردن جهان( بدلیل از بین بردن مرزها با رشد ارتباطات) و همسان‌سازی ساخت سامان‌دهی كنش‌ها و واكنش‌های از راه دور و با فاصله‌؛ تضعیف و تقلیل نقش دولت‌-ملت و رها ساختن امر اجتماعی از سیطره دولت‌؛ را در پی دارد. با شكل گیری شهر مجازی می توان از شهروند مجازی نیز سخن به میان آورد. "اولین شهر مجازی در آمستردام هلند در سال 1994 شکل گرفت و به سرعت بسیاری ازشهرهای اروپائی، آمریکائی و بعضی از شهر های آسیائی مثل توکیو و سنگاپور وارد این فضای شهری شدند". دولت الكترونیك سعی بر آن دارد كه تا انجا كه ممكن است فعالیت هایی را كه یك شهروند در ادارات و ساختمانهای دولتی با صرف زمان و هزینه و هم چنین بوروكراسی حاكم بر سازمان باید طی كند از میان بردارد . و با مراجعه به سایت دولتی در تماس مستقیم با سازمان باشد . این امر مستلزم قوی بودن ساختار سازمان اداری (واقعی) كه در نهایت مجازی كردن آن و در دسترس بودن برای عموم است. با این تمهیدات روند كارها بسیار سریع تر و هم چنین در هزینه ها صرفه جویی می شود و از مراجعه حضوری كه باعث تردد در شهر و به همراه بردن وسیله ی نقلیه و در نهایت آلودگی هواست می كاهد. اما با مجازی شدن شاهد كم شدن تعاملات روزمره و face to face خواهیم بود. زیرا اینك تماس با ماشین برای تعامل به عنوان ابزار اصلی و حتی در بسیاری موارد تماس با خود ماشین جایگزین تعامل ما می شود.(تعامل) در این روند شاهد نوعی تعدد هویتی و یا سردرگمی هویت هستیم .با پیوند به كلوب ها دیگر ما شخصیت بومی متعلق به جامعه ی فرهنگی ایران نیستیم. اینك ما خود دیگری را تجربه می كنیم.ما دیگر شهروند تهرانی محسوب نمی شویم.(هویت) در شهر مجازی دیگر فارغ از زمانیم و بیست و چهار ساعته می توانیم كارهای اداری خود را بصورت آن لاین به انجام برسانیم.(زمان) ولی در دنیایی كنونی كه هر روز با سرعتی بیشتر از گذشته تغییرات را شاهدیم شهروند كنونی دیگر حقوق جدیدی را می طلبد .اینك او فارغ از زمان و مكان در فضای سایبر است .حتی جرائمی كه مرتكب شود می تواند فراتر از محدوده ی زیست بومی خود باشد.پس به قوانین و حقوق جهانی نیازمندیم كه پاسخ گو به این جور مسائل باشد.(مسائل حقوقی) با دلایل برشمرده از امتیازات و هم چنین عواقب جهانی شدن در عرصه ی حوزه ی شهری و شهروندی ، باید پذیرفت كه ما نمی توانیم حضور آن را نفی كنیم بلكه با قئاعد و قوانین جدید باید خود را سازگار نماییم.

منابع:

 تاجیك. محمد رضا. جهانی‌شدن و تحولات جهانی

عاملی، سعید رضا . دو جهانی شدنها و آیندة هویت‌های همزمان

عاملی،س.ر.دو فضائی شدن شهر: شهر مجازی ضرورت بنیادین برای کلان شهرهای ایران

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 2 
  • 1  
  • 2  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مطهره آخوندی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی

← نظرسنجی

    اگر بخواهید یک وبلاگ جدید بسازید از کدام سرویس دهنده وبلاگی استفاده می کنید؟







← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :