.::ارتباطات::.

نقدی بر امیر کبیر

یکشنبه 20 آذر 1384

نویسنده: معصومه شهبندی | طبقه بندی:تاریخ اجتماعی ایران، 

***چه نقدهایی بر عملکرد امیرکبیر وارد است؟

زندگی میرزا تقی خان فراهانی نشان از روشنفکری و مبهوت شدنی  است که از اصلاحات شتابزده برای زود تر رسیدن و مثل غرب شدن حکایت می کند .

در این جمله بالا چند نکته پنهان است :

1-  شتابزدگی

شاید مهم ترین عامل در متوقف شدن کار امیر کبیر یکدفعه و همه جانبه عمل کردن امیر کبیر باشد . ( اصلاحات در عرصه عمومی ، نظامی ، عدالت ، صنعت ،کشاورزی و...).

یکی از بحث های اساسی متفکران بخش توسعه این است که از کجا باید آغاز کرد؟؟؟ از کدام نقطه که ، با رشد آن سایر عوامل نیز تغییراتی بهینه داشته باشند و به دنبال زیر ساخت ها هستند، اما امیر کبیر همه جنبه ها را با هم آغاز می کند.

انقلاب امیر کبیر یک " انقلاب از بالا " بود. به سختی می توان از حیات  سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی ایران را در نظر گرفت که اصلاحات امیر تاثیری نگذارد ه باشد.[1] 

زیبا کلام از اقدامات امیر کبیر تحت عنوان انقلاب یاد می کند و این در حالی است که انقلاب و اصلاحات در ذات خود دارای افتراق هایی هستند ، از جمله اینکه روند اصلاحات آرام تر می باشد و قصد ایجاد تغییر ولی آرام و با حرکتی پیوسته دارد.به صورت برنامه ریزی شده برای دهه و حالت های دیگر مطرح می شود .

همین شتاب زدگی دو عامل زیر را نیز به همراه داشت که باعث شد با تمام اینکه اصلاحات او شایسته و ستوده در اذهان باشد ولی فرجام کارش تلخ .

2-  الگو غربی ( بی چون و چرا عمل کردن)

داشتن الگو برای رسیدن به اهداف  بد نیست  و مهم تر زمانی که بحث تغییر و تحول کشوری باشد ، اما باید از این نکته نیز غافل نشد که هر الگو ای داری یک متن [2] و شرایط خاص خود است و در موفق ترین حالت در همان شرایط اجرا می شود .وقتی وارد بستر جدید می شود نیاز به تغییراتی نیز دارد .

مفاهیمی که امروزه از آن تحت عنوان بومی – جهانی کردن نام می برند . یعنی گرفتن الگو و قرار دادن در متن خود و ایجاد تغییرات در آن .

3- نحوه ارتباط با مخالفان

برای ایجاد این چنین تغییراتی بنیادین و اساسی در جامعه نیازمند داشتن پشتیبان هایی قوی می باشد .به خصوص در زمانی که شاه به همین راحتی مواضع خود را تغییر می دهد و احساس ها و چابلوسی ها بیش از منطق و ادله اهمیت می یابد. امیر که این پشتیبان ها را نداشت ، همچنین در جذب آنها تلاش نکرد و نکته حائز اهمیت اینکه در جهت اقناع و در خیل خود کشیدن مخالفان نیز کوششی نکرد .

امیر هنوز سال اول صدارتش به پایان نرسیده بود که کنسول انگلیس پس از دیدار وی در گزارش خود به لندن نوشت :

"امیر کبیر مصمم است که جلو نفوذ روحانیون را بگیرد ، گرچه می داند کاری است بس دشوار و پر خطر . ولی متذکر شد که دولت عثمانی وقتی در راه تجدید نیروی خود توفیق یافت که نفوذ علما را در هم شکست . گفت او هم همین کار را خواهد کرد و یا سرش را بر باد خواهد داد ."[3]

این جملات امیر کبیر را از دو وجه می توان بررسی کرد تا دو نکته 2 و 3 را ثابت کرد :

یکی اینکه امیر وقتی می بیند دولت عثمانی با کنار گذاشتن روحانیون موفق شده است تصمیم قطعی می گیرد که او هم چنین کند ، در حالی که اول باید ببیند روحانیت در ایران چه جایگاهی دارد و بعد اینکه در بین عوام و خواص چه اثرات می تواند داشته باشد  . اگر الگو را از عثمانی می گرفت ولی  برای عملی کردن آن در بستر محیطی ایران تغییراتی در روش ان ایجاد می کرد موفق تر بود .

از وجه دوم اینکه وقتی می داند روحانیت دارای چنین قدرتی است چرا دست به سرکوب کامل می زند و از نیروی آنها در جهت رسیدن به اهداف خود استفاده نمی کند . با توجه به اینکه می داند پشتیبانی ندارد بر مخالفان نیز می افزاید .

به نتیجه نرسیدن اهداف و اصلاحات امیر کبیر را تنها از بیرون و از وجه مقصر دانستن مخالفان و سنگ هایی که راه امیر کبیر می انداختند نباید دانست ، بلکه تاکتیک های سیاسی و عملکرد خود امیر کبیر در نحوه اجرا نیز حائز اهمیت است .

امیر کبیر می توانست انعطاف پذیر تر و معتدل تر و نه اینکه کاملا در روش های اصلاحات غربی غرق شود ، در جهت استفاده بهینه از نیرو های داخلی و خودی تغییراتی بنیادین ایجاد کند .



[1] زیباکلام، صادق (1382) .سنت و مدرنیته: ریشه‌یابی علل ناکامی اصلاحات و نوسازی سیاسی در ایران عصر قاجار. تهران: روزنه. چاپ پنجم./ ص 248

[2] Context

[3]  آدمیت، فریدون (1353) .امیرکبیر و ایران. تهران: انتشارات خوارزمی. چاپ پنجم / ص 424

نظرات() 

نگاهی بر امیر کبیر

یکشنبه 20 آذر 1384

نویسنده: مطهره آخوندی | طبقه بندی:تاریخ اجتماعی ایران، 

نگاهی بر امیر كبیر

همان گونه كه واضح است امیر كبیر در زمان كوتاه صدارت خود فعالیت ها و اقدامات اصلاحی بسیاری را جامه ی عمل بخشیده است و نباید این گونه پنداشت كه امیر تنها از سر تقلید به فكر اصلاحات افتاده است .نقطه ی برجسته ی وی در آن است كه با دیدن پیشرفت های غرب و برای پر كردن شكاف بین غرب و ایران اصلاحاتی را با توجه به فرهنگ ایرانی و بهتر بگویم با حفظ هویت ملی در راس امور كار خود قرار داده است.

امیر برای كارهای خود برنامه ی عملی داشته است و برای توسعه ی ایران فرمول های غربی را نپذیرفت. بلكه دارای راه بود.

به نقل از علی رضا قلی:" امیر به فراست دریافت كه راه رهایی از چنگ غرب قوی شدن و صنعتی شدن و بی نیاز شدن در تمام زمینه هاست. وی می دانست كه زمینه اصلی كارزار وی با غرب، ابزار نظامی نیست .معركه ی اصلی، عرصه پیكار اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی است. بنابر این در تمام زمینه ها شروع به كار كرد."

امیر سعی نمود كه نظام ایده ئولوژیك  را جایگزین نظام های قبیلگی نماید. یعنی به شایسته سالاری روی اورد تا اینكه چه نسبی فرد با شاه دارد.یكی از دشواری های كار امیر همین امر بود كه مستلزم حمایت شاه در این زمینه بود وگرنه باز همان انتساب بر  شایسته سالاری ارجحیت میافت. در عمل دیدیم كه شاهزادگان كه تعداد كمی هم نبودند به دلیل از دست دادن منافع و پایگاه اقتصادی خود با این روند مخالف بودند و توانستند با دسیسه موجبات خلع و كشتن وی را فراهم كنند. در نظامی كه هنوز فرهنگ غالب در حدی است كه شاه ظل الله است آوردن مدنیت در قالب نهاد بوروكراتیك بسیار دشوار است.

می توان یكی از نتایج اقدامات امیر را در این دانست اگرچه زمان كوتاهی در صدارت بود اما جرقه های زده شده در  حوزه های مختلف ، راهی را برای پی گیری توسعه در آینده ایجاد نمود.برای مثال در زمان امیر واژگانی باب شدند كه بعدها حضور آنها را در انقلاب مشروطه می بینیم. " دیوانخانه ی عدالت" ،" نظم جدید"، "قرار حكومتی"، "قانون درست" .

یكی از مسائل مهم برای آگاهی مردم و رشد توسعه، توسعه ی رسانه های جمعی است. ایجاد روزنامه ی وقایع اتفاقیه با تمام جوانبی كه داشت كه به حكومت وابسته بود و اطلاعات هم جنبه ی آگاهی بخشی  به معنای واقعی كلمه نداشت ولی جرقه ی شروعش با تمام كاستی ها با حضور امیر نشانگر فهم نقش وجود رسانه از دید امیر بوده است.

برای تحقق جامعه ی مدنی و صنعتی روشنگری و آگاهی بخشی و وجود رسانه به عنوان پل ارتباطی نهاد ها الزامی است.

امیر دارالفنون را هم بنا نهاد . ولی می بینیم فارغ التحصیلان اولیه فرزندان رجال قاجار بودند.می بینیم كه یكی از اشتباهات امیر عدم تربیت كسانی برای ادامه ی روند اصلاحات خویش بود زیرا همین رجال قاجاری به علاوه تحصیل كردگان در فرنگ پایه ی اصلی تشكیلات حكومتی را در آینده داشتند.پس گرایشات به متدهای غربی بیشتر مشهود می شود تا تكیه بر هویت ملی ایران.

البته باید دانست هویت ملی كه در زمان قاجار تعریف می شده است با هویت ملی و ایرانی كه ما هم اكنون داریم فرق دارد آن گونه كه با توجه به سه هویتی كه كستلز مطرح می نماید كه شامل: هویت برنامه دار ، هویت مشروعیت بخش و هویت مقاومت است. در هویت برنامه دار" با بهره گیری از مصالح فرهنگی" خود" و "دیگری" و پاره ی غربی برسازنده ی هویت، در صدد جبران عقب ماندگی و نیل به ترقی بر امده اند."(محسن خلیلی، تاریخ نگاران و هویت، فصلنامه مطالعات ملی) كه می توان گفت این هویت در مد نظر امیر بوده است.

آدمیت  در كتاب امیر كبیر و ایران می گوید:" اهمیت مقام تاریخی امیر به سه چیز است: نو آوری در راه نشر فرهنگ و صنعت جدید، پاسداری هویت ملی و استقلال سیاسی ایران در مقابله با تعرض غربی اصلاحات سیاسی مملكتی و مبارزه با فساد اخلاق مدنی."

در كل به دلیل اقدامات مثبت امیر در زمینه های مختلف و اینكه سابقه ی چنین امری در جامعه نبوده است و این حاكی از  اقتدار امیر می باشد .ساختن چهره ای كاریزماتیك از وی باعث شده است كه  راه بر نقد ها بسته شود.

با نگاهی موشكافانه تر به اقدامات و درك شرایط جامعه ی عصر قاجار بهتر می توان قضاوت نمود.

منابع:

جامعه شناسی نخبه كشی، علــی  رضا قلی

امیر كبیر و ایران، فریدون آدمیت

فصلنامه ی ملی,تاریخ نگاران و هویت(3)، شماره 16

مطهره آخوندی،پاییز 84

 

 

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مطهره آخوندی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی

← نظرسنجی

    اگر بخواهید یک وبلاگ جدید بسازید از کدام سرویس دهنده وبلاگی استفاده می کنید؟







← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :